|
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت فرهنگی ورودی 84 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
|
|
|
|
||||
|
اسپرانتو زباني است كه براي ارتباط بين مردمان غير همزبان پديد آمده و به مليتها و قوميتهاي زباني اين امكان را ميدهد كه توام با كاربرد آن در عرصهی ارتباطات فراملي، ارزشهاي زباني خود را پاس بدارند. بين المللي و بي طرف اسپرانتو زبان ملي هيچ كشوري نيست. متعلق به همه و هيچ كس است. آموزش و فراگيري آن تهديد كنندهی هيچ فرهنگ و زبان بومي نيست و در استفاده از آن كسي را بر ديگري امتياز ويژهاي نيست و به همين دليل سازمان يونسكو تاكنون 2 قطعنامه در حمايت از آموزش، گسترش و بهكارگيري اسپرانتو صادر كرده است. آسـان اسپرانتو به علت ساختار منطقي، زباني آسان است. دستور زبان آن فاقد قواعد پيچيده و هر گونه استثناء ميباشد. يادگيري آن در سطح قابل قبول طي يك ترم تحصيلي امكانپذير است و براي آموزش آن نياز به سالها وقت و صرف هزينههاي گزاف نيست. پژوهشهاي انجام شده نشانگر آن است كه آموزش اسپرانتو از هر زبان ديگري حداقل 10 برابر آسانتر است و زبان آموزان اسپرانتو آمادگي بيشتري براي يادگيري زبانهاي ديگر دارند. چـرا اسپـرانتو مي آمـوزيم؟ ايجـاد ارتبـاط و دوستـي استفاده از اسپرانتو اين امكان را به ما ميدهد كه به دور از تفاوتهاي نژادي، قومي، زباني، فرهنگي و فواصل جغرافيايي به ارتباطي بيواسطه با ديگران دست يابيم و فرصت آشنايي با ملل ديگر را داشته باشيم، كه اين آشنايي ميتواند به فرآيند صلح و تفاهم بينالمللي كمك شاياني كند. كتابچه Pasporta Servo به سخنگويان اسپرانتو اين امكان را ميدهد كه در مسافرت به كشورهاي ديگر هزينه كمتري داشته باشند. شـركت در گـردهم آييهاي بيـن المللي سخنگويان اسپرانتو ميتوانند در صدها همايش و گردهمآيي علمي، فرهنگي و اجتماعي بينالمللي از جمله كنگره بينالمللي اسپرانتو(UK)، كنگره بينالمللي جوانان اسپرانتودان(IJK) و . . . كه هر سال در كشورهاي گوناگون برگزار ميشود، شركت كنند. چـگونه اسپـرانتو را بياموزيم؟ كتـابها و دورههـاي آموزشي با استفاده از فيلم، نوار، كتابهاي خودآموز، دورههاي آموزش مكاتبهاي و شركت در دورههاي حضوري كه در مراكز مختلف آموزشي برگزار ميشود. با صرف كمتر از 100 ساعت وقت مفيد ميتوان در سطح توانايي ايجاد ارتباط به اسپرانتو مسلط شد. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قدرت در حوزة رسانه ها، هميشه مورد بحث و جدلهای داغی بوده است. زيرا حجم قدرتهای رسانه ای به معنای واقعی اين نگرانی را ايجاد می کند که شبکه های بزرگ تلوزيونی و رسانه ها و تمرکز آنها در دست غولهای بزرگ و قدرتمند مالی مانند مرداکها (Mordac) و برلوسکوني ها، مردمی با قدرت و نفوذ و ثروت بسيار زياد و محبوبيت کم در سطح جهانی که به آذوقه رسانان منحصر به فرد تبليغات تجاری دنيا تبديل شده اند نمی توان به همگن سازی رسانه های خبری اميدوار بود. با توجه به گذشتة نه چندان دور سوابق شبکه های معدود و رسانه های اندک که مخاطبانی خاص داشته اند و اين مخاطبان حق انتخاب چندانی نداشته اند، رسانه های جديد نقشی بلعکس را بازی می کنند يعنی جابجايي از فضای رسانه ای با حق انتخاب کم به فضايي به حق انتخاب بسيار زياد تبديل می شوند. برخلاف رسانه های پيشين که کم و بيش هر يک مستقل بودند رسانه های جديد به شدت به هم پيوسته و در هم آميخته هستند يعنی مطالب و نمادها با يکديگر رد و بدل می شوند يعنی در سطحی وسيع تر همگام می شوند به طور مثال کارکنان اتاق خبر روزنامه ها آخرين رويدادهای تلوزيون و شبکه های ماهواره ای را نگاه می کنند و بعد مقاله ها و گزارشات مطبوعاتی خود را بر اساس آنچه که می بينند می نويسند يعنی شبکه های تلوزيونی و ماهواره ای به يک منبع خبری دست اول تبديل شده اند و تهييه کنندگان مصاحبه ها و ميزگردهای تلوزيونی نيز دربارة برنامه های خود از روزنامه ها ايده و خبر کسب می کنند به زبان ساده رسانه ها به نوعی به سوی دموکراسی هدايت می شوند و به جای تکرار پيامی واحد از مجرای معدود به يک غول رسانه ای با حيطة اقتدار وسيع تبديل می گردند و اين حق انتخاب رسانه ای فی نفسه دموکراتيک خواهد شد. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بهترين راه براي درک نفوذ رسانه ها اين است که تحول رسانه هاي امروزي را در قضاوت تاريخي قرار دهيم و ميان سه شيوة ارتباطي تفاوت قائل شويم به بيان ساده مي توان گفت که در شيوة اول در جوامع کشاورزي (موج اول) اغلب ارتباطات دهان به دهان يا چهره به چهره در گروه هاي بسيار کوچک در جهاني بدون روزنامه، راديو و تلوزيون، تنها راه انتقال پيام به انبوه مخاطبان جمع کردن مردم دورهم بود. اجتماع مردم (corwd) در واقع اولين شکل رسانة انبوه را تشکيل مي داد (پيامي را به همراه داشت) يعني ماهيت يک پيام را در خود داشت. هرچند ممکن بود اين اجتماع پيام ديگري را نيز رد و بدل کند اما به همة افراد پيامي يکسان انتقال مي داد که حتي مي توانست خوشايند و يا عميقاً مخرب باشد. اما در نهايت يک پيام عمومي (که تنها نيستيد) را القاء مي کرد. اجتماع مردم در تاريخ نقش مهمي را بازي کرده است اما مشکل اين اجتماع متشکل از مردم يا اهل کوچه و بازار به عنوان رسانه ارتباطي اين است که معمولاً ناپايدار می باشد. اجتماع مردم، تنها رسانه انبوه ماقبلِ تکنولوژي نيست. در غرب، در قرون وسطي، کليساي کاتوليک به دليل سازماندهي پهناورش، نزديک ترين محور به رسانة انبوه پايدار بود و تنها رسانه اي بود که مي توانست پيام واحد را به جمعيت هاي عظيم سرتاسر مرزهاي جغرافيايي ـ سياسي انتقال دهد. شيوه دوم رسانه اي در عصر صنعت (موج دوم) ايجاد ثروت بر توليد انبوه کارخانه اي مبتني بود که به ارتباطات بيشتري در دور دستها نياز داشت و باعث پيدايش ادارة پست و تلگراف و تلفن شد در نتيجه رسانه هاي انبوه اختراع شد که مبنايي تکنولوژيکي داشت. روزنامه، مجلات، سينما، راديو و تلوزيون که هر يک می توانستند پيامي واحد را به شکل هم زمان به ميليون ها نفر انتقال دهند. و اما شيوه سوم در عصر الکترونيک (موج سوم) به عکس بازتابي است از نيازهاي اقتصادِ نوظهورِ مابعدِ توليدِ انبوه و اين نظام نظير توليد کارخانه اي محصولات تصويري خود را سفارش مي دهد. تصاوير و ايده ها و نمادهاي متفاوتي را به بخشهاي از جمعيت و گروه هاي سني و قومي داراي شيوه هاي گوناگون زندگي ارسال مي دارد که به دقت نشانه گيري شده اند يعنی مورد هدف و تهاجم قرار گرفته اند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گلوبالیسم یا جهانی شدن ـ1ـ معنای لغوی گلوبالیسم یا جهانی شدن واژه ایست که امروزه در همه جا بر سرزبانهاست. به همان اندازه که ایدئولوژی «مارکسیستی» بحث و جدل های داغی را میان اندیشمندان و اندیشه وران مختلف سبب شد، پدیدهء جهانی شدن نیز از اواخر قرن بیستم، زمینه ساز تعارض و تعاطی میان افکار جانبداران و مخالفان این پدیده و یا فرآیند گردید که با گرمی در شروع قرن 21 پی گرفته می شود. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
مفاسد اجتماعی در عهد شاه سلطان حسیناما اوج فساد و تباهى طبقه حاکمه مربوط به دوران شاه سلطان حسین است که بهتر مىتوان تأثیر سوء ثروت سرشار، راحت طلبى و کامرانیهاى نابخردانه صفویان و دولتمردان را مشاهده کرد. از آن روزگار اطلاع مستقیمى در دست است از مورخ خوش ذوق و طنز گراى به نام یعنى محمد هاشم آصف، که خود و پدرش امیر محمد حسن خان و نیایش امیر شمس الدین محمد کارخانه آقاسى «بنگرید به رستم التواریخ، ص 109» در دستگاههاى اخیر دولت صفوى دخیل و شاهد بسیارى از جریانها بودهاند. وى اطلاعات دقیقى درباره شاه و دربار و بزرگان عهد و مفاسد دربارى و اجتماعى و فساد متصدیان امور دینى فراهم آورده و در کتاب خود نقل کرده است. بنابر تخمینى که او زده، مجموع ثروتى که شاه سلطان حسین از میراثهاى گرانبهاى پدران و از درآمد سرشار دولت تنها در راه التذاذهاى جسمانى خرج کرده بیست کرور تومان بود «هر کرور پانصد هزار تومان و هر تومان ده هزار دینار باشد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چنانچه سطح فکر خود را بالا تر ببریم ، آن گاه به سطحی بالاتر از موفقیت فردی و حرفه ای دست می یابیم .
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شیوه های القای پیام
رسانه های جمعی همانگونه که امکان انتقال اصولی پیام های منطقی و منصفانه دارند از این توانایی برخوردارند که پیام هایی را نه براساس انصاف و حقیقت بلکه برمبنای اغراض و خواسته ها و منافع سیاسی و حزبی و اقتصادی و فرهنگی خود منتشر کنند حقایق را کتمان کنند یا آن را وارونه جلوه دهند خبرنگاران و گزارشگران باید چنین شیوه هایی را که بسیاری از رسانه های جمعی حرفه ای برای القای پیام های مورد نظرشان به کار می گیرند بشناسند تا در تحلیل محتوای اخبار و گزارشها و تبیین واقعیات دچار اشتباه یا توهم نشوند . بخشی از روشها برای اغوای به مخاطبان چنین است: ۱-نقل خبر از منابع ناشناخته یا مبهم ۲-پنهان کردن یک منبع غیر معتبر در پشت منبع موثق ۳-گفتن بخشی از حقیقت ۴-سکوت و بی توجهی ۵-مبالغه ۶-ترکیب خبر و نظریه ۷-تحریف ۸-جنجال آفرینی ۹-ترکیب چند خبر درست یا یک خبر نادرست ۱۰-پیچیده کردن خبر ۱۱-کنار هم قراردادن دو خبر صحیح برای نتیجه گیری نادرست ۱۲-فوریت بخشیدن ساختگی خبر ۱۳-سردر گم کردن مخاطب ۱۴-شایعه پراکنی ۱۵-انتشار خبر نادرست و تکذیب آن |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
محسن رضايي در كتاب خود با عنوان «ايران منطقهاي» نظريه تشكيل آسياي جنوب غربي به مركزيت ايران را تشريح كرده است. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چكيده
امروزه سرمايه اجتماعي، نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در جوامع ايفا مي كند و شبكه هاي روابط جمعي انسجام بخش ميان انسانها و سازمانهاست. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي، پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي ناهموار و دشوار مي شوند. در اين مقاله، ابتدا به مفهوم سرمايه اجتماعي اشاره گرديده و سپس جنبه هاي منفعت اقتصادي و عمومي سرمايه اجتماعي و چگونگي ايجاد، حفظ و نابودي سرمايه اجتماعي بيان گرديده، بعداز آن به توضيح نقش دولت در ايجاد سرمايه اجتماعي مبادرت گرديده، و در پايان با ارائه مدلي به نقش عوامل عملكردي سازمانهاي بخش دولتي در ايجاد سرمايه اجتماعي پرداخته شده است. مقدمه امروزه، در كنار سرمايه هاي انساني، مالي و اقتصادي، سرمايه ديگري به نام سرمايه اجتماعـــــــي (SOCIAL CAPITAL) مورد بهره برداري قرار گرفته است. اين مفهوم به پيوندها، ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه به عنوان منبع باارزش اشاره دارد كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا مي شود. سرمايه اجتماعي كه صبغه اي جامعه شناسانه دارد، به عنوان يك اهرم توفيق آفرين مطرح و مورداقبال فراوان نيز واقع شده است. ســرمايه اجتماعي، بستر مناسبي براي بهره وري سرمايه انساني و فيزيكي و راهي براي نيل به موفقيت قلمداد مي شود. مديران وكساني كه بتوانند در سازمان، سرمايه اجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و سازماني خود را هموار مي سازند. از سوي ديگر، سرمايه اجتماعي به زنــــــدگي فرد، معني و مفهوم مي بخشد و زندگي را ساده تر و لذت بخش تر مي سازد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هنگامه شمس راستي اگر يكي ازشاهان صفوي، مثلاً مشهور ترين آنان، شاه عباس، سر از گور بردارد وسيماي شهرهاي مارا ببيند چه خواهدگفت و چه خواهد كرد كرد؟ اصلاً فرض كنيم گشتي در شهرها وبازارها ومساجد واماكن آموزشي شهر ما بزند، چه حالي پيدا خواهد كرد؟ آيا معماري شهر ما مناسب و متناسب با روح و احساسات انسان هست، يا خير؟ طور ديگري زبان به گلايه بگشاييم: به آثار دوره صفوي كه دقت مي كني مي بيني هر اثر هنري، مخصوصاً در حيطه هنر معماري، اولاً كاركرد اصلي خود را دارد و اين كاركرد را به بهترين شكل بروز مي دهد. يك مدرسه علميه، از آنجا كه محيط آموزشي است مناسب چنين محيطي و مقيد به التزامات يك بناي آموزشي است ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برای رسیدن به موفقیت ، داشتن اراده قوی به انسان توان و نیرو می دهد .
رابینز: از جمله تعاریف موفقیت این است که باید به گونه ای زندگی کرد که بتوان احساس عمیقی از شادی ، و احساس اندکی از غم به دست آورد.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
راهي براي برونرفت از مشکلات شورا واقعيت آن است که ساختار کنوني شوراها، نه از نقشآفريني موثري در مديريت بهينه شهري برخوردار است، نه تلاشي براي رفع معايب و اصلاح آن صورت ميپذيرد. نظام فعلي شوراها در ايران، پارلماني است؛ يعني شهردار از طرف اعضاي شوراي شهر ـ که منتخب مستقيم مردم هستند ـ انتخاب ميشوند. پيگيري اين سبک تاکنون کارآمدي خود را نشان نداده است. اين ايراد ساختاري باعث شده است تا مديريت شهر، قرباني فرصتطلبيها و پيجوييهاي منافع شخصي و گروهي جريانهاي سياسي مختلف گردد به گونهاي که انجام رسالت سياسي، بر در نظر گرفتن منافع شهري، اولويت پيدا کند. جذابيت و کشش قدرت و مقام سياسي، زمينهاي را مهيا ميسازد تا اعضاي شورا در موقعيتي قرار گيرند که از جايگاه خود بتوانند به عنوان سکوي پرشي به سمت ديگر نهادهاي قدرت استفاده کنند. طبع قدرت نيز به گونهاي است که تکثر علايق و سبکهاي مختلف مديريتي را نپذيرفته و تمايل به يکسوسازي دارد، لذا علاقه به کسب مقام سياسي در ميان اعضاي شورا باعث آلودگي تصميمات مربوط به مديريت شهري به بهرهبرداريهاي سياسي ميگردد و تلاش ميشود تا در راستاي منافع و جهتگيريهاي منابع قدرت گام برداشته شود. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بهرغم مخالفتهاي فعالان سياسي كشور و ابراز عدم تمايل شوراي نگهبان براي واگذاري نظارت انتخابات شوراها به اين نهاد قانوني، بالاخره مجلس يك فوريت لايحه اصلاح موادي از قانون تشكيلات، وظايف و انتخابات شوراها را به تصويب رساند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گسترش جهانی مطالعات فرهنگی تحولات شگرف صنایع فرهنگی در سالهای اخیر به سمت ادغام و یکپارچگی، نشاندهندۀ امکان افزایش کنترل اطلاعات و سرگرمی توسط تعداد اندکی از شرکتهای مختلط ابررسانهای است. میتوان استدلال کرد که جهانیسازی فرهنگ رسانه تحمیل مبتذل ترین همگونی فرهنگ جهانی بر فرهنگ محلی و ملی است، چنان که BBC, MTV, NBC, CNN و کانالهای متعلق به روپرت مورداک و غیره مبتذل ترین نوع یکسانی و همگونی را بر فرهنگ رسانه در سراسر جهان تحمیل میکنند. مطمئناً، تلویزیونهای ماهوارهای و کابلی اروپایی دارای تلویزیونهای دولتی از آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، سوئد، روسیه و غیره هستند، اما این سیستمهای تلویزیونهای دولتی به طور واقعی بر روی دیگری بودن، تفاوت و حاشیهها باز نیستند، یا سرویس SBS که تلویزیون چند فرهنگی را در استرالیا عرضه میکند، واقعاً بخشی از پستمدرن جهانی نیستند و اغلب به وسیله دستور دولت تأسیس شدهاند و بودجۀ آنها از طرف دولت تأمین میشود و معمولاً از نظر دامنه عمل و محدوده دسترسی، محدود و محلی هستند. قطعاً، گشایشهایی در پستمدرن جهانی هال وجود دارد؛ اما آنها با همگونسازی فزاینده در فرهنگ جهانی، محدود و خنثی میشوند. در واقع، تعیین ویژگیهای فرهنگ رسانه جهان، نیرو های متناقضی از هویت و تفاوت، یکسانی و تنوع، امر جهانی و امر محلی است که با یکدیگر میآمیزند، برخورد میکنند، همزیستی مسالمتآمیز، یا ترکیب نوینی را خلق میکنند نظیر شعار تلویزیون MTV آمریکای لاتین که ترکیبی از انگلیسی و اسپانیولی است. جهانی شدن به طور کلی به معنای هژمونی صنایع فرهنگی فراملیتی، عمدتاً آمریکایی، است، زیرا صنایع فرهنگی ایالات متحده در سینما، تلویزیون، موسیقی، مد و دیگر اشکال فرهنگی بر بازارهای جهانی تسلط دارند. فراخوانیهای تفاوت و تنوع پستمدرن جهانی باید گرایشهای متقابل به سمت همگن کردن و یکی بودن جهانی ـــ مضامینی که مکتب فرانکفورت همواره آنها را تأکید کرده است ـــ در نظر بگیرد.از نظر هال (1991)، مسئله جالب توجه این است که سیاستهای بازنمایی پیشرو خود را بر قلمرو پستمدرن جهانی تحمیل میکند، اگر قلمرو جهانی واقعاً به روی حاشیهها و دیگری بودن گشوده باشد، چه اتفاقی رخ می دهد. اما در واقع قلمرو جهانی توسط قدرتهای دولتی و شرکتهای پرنفوذ ساخته و کنترل میشود و به میدان آوردن صداهای مخالف یک مبازره است و مثلاً، در جائی که چیزی شبیه کانالهای در دسترس عمومی یا کانالهای باز دولتی مثلاً در هلند وجود نداشته باشد، پخش آن صداهای مخالف احتمالاً ناممکن است. البته خارج از فرهنگ رسانه مسلط، مسائل متفاوت به نظر میرسد. تکثر گرایی، تنوع، باز بودن بیشتر در برابر صداهای جدید در حاشیهها وجود دارد، اما چنین فرهنگهای بدیلی به سختی بخشی از پستمدرن جهانی هال هستند. پستمدرن جهانی هال بدین ترتیب بسیار مثبت است و خوشبینی او باید با نوعی از دیدگاههای انتقادی دربارۀ سرمایهداری جهانی که توسط مکتب فرانکفورت و مراحل اولیه مطالعات فرهنگی بسط یافتهاند، تعدیل شود.تأکید در مطالعات فرهنگی پستمدرن، مسلماً تجربیات و پدیدهها را در شیوۀ نوین سازماندهی اجتماعی بیان میکنند. تأکید بر مخاطب فعال، قرائتهای مخالف، متون معارض، لحظههای آرمانی و نظایر آن ناظر بر دورانی است که انسانها آموزش دیدهاند تا مصرفکنندگان رسانهای فرهیختهتر باشند و انتخابهای وسیعی از مواد فرهنگی دراختیار آنها است که با سرمایهداری نوین جهانی و فراملیتی که با طیف وسیعتری از محصولات ، خدمات و انتخابهای مصرفکننده در این رژیم، تفاوت پذیرفته است، و تفاوتها، چندگانگیها، و ناهمگنی که در نظریه پستمدرن اعتبار و ارزش دارد توصیفکنندۀ تکثر تفاوتها و چندگانگی در یک نظام اجتماعی جدید مبتنی بر کثرت امیال و نیازهای مصرفکنندگان است.شکلهایی از فرهنگ و هویت پیوندی که مطالعات فرهنگی پستمدرن آنها را توصیف میکند، منطبق با یک سرمایهداری جهانی شده همراه با جریان شدیدی از محصولات، فرهنگ مردم و هویتها با ترکیبی نوین از امر محلی و جهانی و نیز اشکال نوین مقاومت و مبارزه است (نگاه کند به: (Appadurai 1990; Cvetkovich and Kellner 1997). اشکال جدید مطالعات فرهنگی که سنتهایی را از سراسر جهان با یکدیگر میآمیزد ساختار یک فرهنگ جهانی پیوندی و در حال گسترش را بازسازی میکند، و اشکال متنوع تری از مطالعات فرهنگی را همراه با تکثیر مقالات، کتب، کنفرانسها و پایگاهها و مباحث اینترنتی در سراسر جهان تولید میکنند. از دهه 1980 تا امروز الگوهای مطالعات فرهنگی محدوده نظریهها، مناطق و محصولات مورد استفاده خود را گسترش دادند، و تنوعی غنی از سنتها را که عمیقاً تحت تأثیر مارکسیسم فرهنگی بودند ارائه دادند و سپس شکلهای متنوع و وسیعی به خود گرفتند. مطالعات فرهنگی انتقادی تأکیدکرد که سیاست بازنمایی باید طبقه، نژاد، جنسیت و سکسوالیته را نیز بهکار گیرد و کاستیهای شکلهای نخستین مارکسیسم فرهنگی را تصحیح کند. مطالعات فرهنگی بریتانیا متعاقباً در تحلیلهای خود از تمرکز بر روی طبقه و فرهنگ به سوی دربر گرفتن جنسیت، نژاد، قومیت، سکسوالیته، ملیت و دیگر اجزاء سازنده هویت در تحلیلهای خود حرکت کرد (نگاه کنید به مقالات جمع آوری شده در (Durham and Kellner 2001.همچنان که در این گفتار بیان شد، پیش نگریهای مهمی از مواضع اصلی مطالعات فرهنگی در مارکسیسم فرهنگی وجود دارد. در نتیجه، پروژه مطالعات فرهنگی بسیار گسترده تر از آن است که در برخی از برنامههای درسی معاصر که مطالعات فرهنگی را تنها با مکتب بیرمنگام یکسان میگیرد تدریس میشود. با وجود این مکتبها و الگوهای بسیاری از مطالعات فرهنگی وجود دارد، از مدلهای نئومارکسیستی بسط یافته توسط لوکاچ، گرامشی، بلوخ و مکتب فرانکفورت در دهه 1930 تا مطالعات فمينيستي و روانكاوانه و ديدگاههاي پساساختاري و نشانهشناختي (نگاه كنيد به: Durham and Kellner 2001) فرهنگی وجود دارد که مقدم بر مکتب بیرمنگام است (نگاه کنید به: Davies 1995; Aronowitz 1993). فرانسه، آلمان و دیگر کشورهای اروپایی نیز مکتبهایی غنی ارائه کردهاند که منابع مهمی برای مطالعات فرهنگی در سراسر جهان است.مکتبهای مهم مطالعات فرهنگی در بهترین نمونههایشان - نظریه اجتماعی، نقد فرهنگی، تاريخ، تحلیل فلسفی و مداخلههای خاص سیاسی را ترکیب میکنند و بدین طریق بر تخصصگرایی قراردادی توسط تقسیم کار مصنوعی دانشگاهی، بر تقسیم کار استاندارد دانشگاهی غلبه میکنند. در نتیجه مطالعات فرهنگی با پنداری میان رشتهای که از نظریه اجتماعی، اقتصاد، سیاست، تاریخ، مطالعات ارتباطات، نظریه فرهنگی و ادبی، فلسفه و دیگر گفتمانهای نظری کمک میگیرد، عمل میکند - رویکردی که مکتب فرانکفورت، مطالعات فرهنگی بریتانیا و نظریه فرانسوی پستمدرن در آن سهیماند. رویکردهای میانرشتهای به جامعه و فرهنگ مرزهای بین رشتههای مختلف دانشگاهی را درمی نوردد. از منظر مطالعات فرهنگی چنین رویکردهایی نشان میدهد که نباید در مرز یک متن متوقف شد، بلکه باید دید که چگونه این متن در نظامهای تولید متنی قرار میگیرد و چگونه متون مختلف بدین ترتیب بخشی از نظام ژانرها یا انواع تولید هستند و ساختی میان متنی دارند ـ و نیز گفتمانهایی را در یک مقطع اجتماعی ـ تاریخی خاص بیان میکنند.بنابراین، مارکسیسم فرهنگی زرادخانه مطالعات فرهنگی را از طریق ایجاد چشماندازهای انتقادی و سیاسی که افراد را قادر میسازند تا معناها، پیامها و اثرات اشکال فرهنگی مسلط را تحلیل کنند تحکیم میبخشد. مطالعات فرهنگی میتواند بخشی از تربیت رسانه انتقادی بشود که افراد را قادر میکند در برابر فریب رسانهها مقاومت و آزادی و فردیت خود را افزایش دهند. مطالعات فرهنگی میتواند به مردم برای به دست گرفتن حق حاکمیت بر فرهنگ خود و توانمند شدن در پیکار برای فرهنگهای بدیل و دگرگونیهای سیاسی نیرو دهد. بنابراین مطالعات فرهنگی یک مد دیگر زودگذر دانشگاهی نیست بلکه میتواند بخشی از پیکار برای جامعهای بهتر و زندگی بهتر باشد. منبع: فصلنامه اقتصاد سياسي، شماره 10 |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در بسیاری از گونههای مطالعات فرهنگی بعد از دهه 1980 گرایش به آنچه مسئله پست مدرن نامیده شده است، وجود دارد که مک گیگان (1992) آن را «پوپولیسم فرهنگی» مینامد و بر لذت، مصرف و ساخت فردی هویت تأکید دارد. از این منظر فرهنگ رسانه، مواد لازم برای ایجاد هویتها، لذتها و قدرتها را تولید میکند، و در نتیجه مخاطبان از طریق مصرف محصولات فرهنگی، امر «پوپولار» را میسازند. در طول این مرحله- تقریباً از اواسط دهه 1980 تا امروز- مطالعات فرهنگی در بریتانیا و آمریکای شمالی از سیاست انقلابی و سوسیالیستی مراحل پیشین به اشکال پست مدرن سیاست هویت و دیدگاههای کمتر انتقادی در مورد رسانهها و فرهنگ مصرف کننده روی آورد و بیش از پیش بر مخاطب، مصرف، دریافت، و تولید و توزیع و چگونگی تولید متون در صنایع رسانهای تأکید گذاشت.اشکال مطالعات فرهنگی که از اواخر دهه 1970 تاکنون به وجود آمدهاند، در مقایسه با مراحل قبلتر، بر دگرگونی از سرمایه داری انحصاری دولتی یا فوردیسم که بنیادش در تولید و مصرف انبوه بود، به رژیم نوینی از نظام اجتماعی و سرمایه تأکید میکنند، که گاهی به عنوان «پست فوردیسم» (Harvey 1989)، یا «پست مدرنیسم» (Jameson 1991) توصیف میشود، و مشخصۀ یک سرمایه جهانی و فراملیتی است که به تفاوت، چندگانگی، التقاط گرایی، پوپولیسم و مصرف گرایی افراطی در جامعه نوین سرگرمی و اطلاعاتی ارزش و اعتبار میدهد. از این منظر فرهنگ رسانه، معماری پست مدرن، مراکز بزرگ خرید و فرهنگ نمایش پست مدرن، به حامیان و کاخهای مرحلۀ جدیدی از سرمایهداری فن سالار، یعنی آخرین مرحلۀ سرمایه مبدل شدهاند، که دربر گیرندۀ یک تصویر پست مدرن و فرهنگ مصرف کننده است. (نگاه کنید به: (Best and Kellener 2001; Kellner 2002. نتیجتاً، چرخش به سمت مطالعات فرهنگی پست مدرن پاسخی به عصر جدید سرمایهداری جهانی است. آنچه که «تجدید نظر طلبی نوین» توصیف شده است (مک گیگیان)، مطالعات فرهنگی را از اقتصاد سیاسی و نظریه اجتماعی انتقادی جدا میکند. در طول مرحله پست مدرن مطالعات فرهنگی، گرایش گستردهای به مرکز زدایی، یا حتی چشم پوشی کامل از اقتصاد، تاریخ و سیاست به نفع تأکید بر تفریحات محلی، مصرف و ایجاد هویتهای پیوندی از مواد امر «پوپولار» وجود دارد. این پوپولیسم فرهنگی با دور شدن از مارکسیسم و تقلیل گرایی نسبت داده شده به آن، روایتهای کلان از آزادی و سلطه و غایت شناسی تاریخی آن، این چرخش را در نظریه پست مدرن بازسازی میکند.در واقع، از همان ابتدا مطالعات فرهنگی بریتانیا رابطه ناپایداری با اقتصاد سیاسی داشت. اگرچه استوارتهال و ریچارد جانسون مطالعات فرهنگی را بر الگوی مدار سرمایه مارکسی (تولید - توزیع - مصرف - تولید)، بنا نهادند، اما هال و دیگران چهره های مهم در مطالعات فرهنگی بریتانیا به طور منظم تحلیل اقتصادی را دنبال نکردهاند و اغلب دستاندرکاران مطالعات فرهنگی در بریتانیا و آمریکای شمالی، از دهه 1980 تا امروز اقتصاد سیاسی را كنار گذاشتهاند. توجه هال به اقتصاد سیاسی و سپس دوری گرفتن از آن، مسئلهای غریب است. در حالی که در مقاله فوقالذکر هال مطالعات فرهنگی را با تولید آغاز میکند و عبور از طریق مدارهای سرمایه را توصیف میکند (1980 b) و با وجود این که در مقاله «دوپارادیم» (1980a)، هال در سطح بالاتری تلفیق «فرهنگگرایی» مکتب فرانکفورت و «ساختارگرایی» را پیشنهاد میکند اما خود در بیان رابطه بین اقتصاد سیاسی و مطالعات فرهنگی بیثبات بوده، و به ندرت اقتصاد سیاسی در آثار خود به کار گرفته است.برای مثال، هال در مقاله «دوپارادیم» اقتصاد سیاسی را از پارادیم فرهنگ کنار میگذارد چرا که [از نظر او] به تقلیلگرایی اقتصادی منجر میشود. هال شاید در طرد برخی اشکال اقتصاد سیاسی فرهنگ که در آن وقت در بریتانیا و دیگر نقاط دنیا وجود داشته است بر حق باشد؛ اما پرداختن به اقتصاد سیاسی فرهنگ بدون تن دادن به تقلیلگرایی با استفاده از برخی الگوهای کنش متقابل فرهنگ و اقتصاد به شیوه مکتب فرانکفورت امکانپذیر است. بهخصوص، الگوی مکتب فرانکفورت استقلالی نسبی برای فرهنگ قائل است؛ موضعی که اغلب هال از آن دفاع میکند و مستلزم جبریت یا تقلیلگرایی اقتصادی نیست.معهذا، به طورکلی، هال و دیگر دستاندرکاران مطالعات فرهنگی بریتانيا، یا مکتب فرانکفورت را صرفاً به عنوان شکلی از تقلیلگرایی اقتصادی طرد میکنند یا به سادگی آن را نادیده میگیرند. اتهام عمومی اقتصادگرایی تا حدودی راهی برای اجتناب از اقتصاد سیاسی است. ولی با آن که بسیاری از حامیان مطالعات فرهنگی بریتانیا اقتصاد سیاسی را به کلی نادیده میگیرند اما هال، مطمئناً گهگاه اشاراتی کرده است که میتواند نشاندهندۀ ضرورت پیوند میان مطالعات فرهنگی و اقتصاد سیاسی باشد. هال در 1983 در مقالهای پیشنهاد میکند که مرجح است اقتصاد را به مثابه تعیین کننده در نخستين وهله در نظر بگيرد و نه در آخرین وهله، اما این بازی با استدلال آلتوسر برله تقدم اقتصاد، به ندرت در مطالعه واقعی و انضمامی دنبال شده است. تحلیل هال از تاچریسم به مثابه «پوپولیسم اقتدارگرا» (1988) حرکت به سوی هژمونی راست را به تحول سرمایهداری جهانی از فوردیسم به پستفوردیسم ربط میداد، اما از نظر منتقدانش (Jessop et al 1984)، او به اندازه کافی نقش اقتصاد و عوامل اقتصادی را در تغییر به سمت تاچریسم به حساب نمیآورد. هال پاسخ میداد که او نیز همچون گرامشی هرگز «هسته اصلی فعالیت اقتصادی» را نفی نمیکند (1988:156)، اما معلوم نیست که هال خودش به اندازه کافی تحلیل اقتصادی را در آثارش در مطالعات فرهنگی و نقد سیاسی وارد کرده باشد. برای مثال، نوشتۀ هال درباره «پستمدرنیست جهانی»، نشاندهندۀ ضرورت مفهومپردازی انتقادی تر از سرمایهداری معاصر جهانی و نظریهپردازی کردن روابط بین اقتصاد و امر فرهنگی از نوع مرتبط با مکتب فرانکفورت است. هال میگوید (1991):پست مدرن جهانی به معنای آغاز مبهمی برای تفاوت و برای حاشیه است و نوع خاصی از اهمیت انداختن روایت غربی را یک احتمال ممکن میسازد، پستمدرن جهانی، از سرزمین سیاست فرهنگی، با عکسالعملهایی روبرو است: مقاومت خشن در مقابل تفاوت؛ تلاش برای احیای اصول تمدن غربی؛ حمله، مستقیم و غیر مستقیم به تنوع فرهنگی؛ بازگشت به روایتهای کلان تاریخ زبان و ادبیات (سه ستون حامی فرهنگ و هویت ملی)؛ دفاع از مطلقگرایی قومی و نژادپرستی فرهنگی که مشخصه دوران تاچر و ریگان بوده است؛ و بیگانه هراسی نوینی که در حال درهم کوبیدن است.بنابراین از نظر هال، پستمدرن جهانی، شامل تکثرگرایی فرهنگی، فرصت برای ابراز و ظهور حاشیهها، تفاوتها و صداهایی است که از روایتهای فرهنگ غربی کنار گذاشته شده بودند. اما میتوان در مخالفت با این تفسیر در شیوۀ مکتب فرانکفورت استدلال کرد که جهان پستمدرن جهانی صرفاً معرف گسترش سرمایهداری جهانی در محدوده فناوریها و رسانههای نوین است، اطلاعات و سرگرمي در فرهنگ رسانه نشاندهندهي منابع نوين قدرتمندي از تحقق سرمايه و کنترل اجتماعی میباشد. مطمئناً، ویژگی نظام نوین جهانی فناوری، فرهنگ و سیاست در سرمایهداری جهانی معاصر تنوع، تکثر و تفاوتها و صداها از حاشیههای و گشادگی بیشتر نسبت به آنهاست، اما شرکتهای فراملیتی که در حال تبدیل شدن به تصمیم گیرندگان فرهنگی جدید هستند این نظام جدید را کنترل و محدود و به جای گسترش دامنۀ نمودهای فرهنگی آنها را تهدید به تحدید میکنند. منبع: فصلنامه اقتصاد سياسي، شماره 10 |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
واکنش جوامع مختلف نسبت به جهانی شدن جوامع مختلف وگروهها وانسانهایی مختلف واکنشهای متفاوتی نسبت به نیروهای جهانی شدن از خود نشان می دهند . برخی برحسب شرایط سیاسی فرهنگی اقتصادی وروانی جهت رهایی یافتن از محدودیتهای جهانی شدن واکنش منفی نشان می دهند و مقاومت می کنند . این دسته از بازیگران در عمل توسط نیروهای جهانی شدن تنبیه می شوند. به این شکل که ازمزایای جهانی شدن محروم می گردندو نهایتا در بدترین وضعیت قرار مگیرند . آ نها از دوجهت بازنده هستند از یک سو آثار جهانی شدن ـ به ویژه محدودیتهای آن ـ بر آ نها تحمیل خواهد شدو از سوی دیگر از مزایای جهانی شدن به شکل سرمایه - تکنولوژی - مدیریت - بازار - آزادی ودمکراسی محروم خواهند ماند. دسته دوم از جهانی شدن بدون چون چرا استقبال می کنند و از مزایای جهانی شدن بهره مند می شوند و محدودیتها را به فر صتها مبدل می سازند. دسته سومی از جوامع ترکیبی از مقاومت واسقبال را برگزیده اند . برخی مانند فرانسه وایران (باتفاوتهایی) از جهانی شدن اقتصاد استقبال می کنند اما در مقابل جهانی شدن امور فرهنگی سیاسی مقاومتهایی از خود نشان می دهند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
رسول جعفريان ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
راستی چه کسی باید خسارت ما را جبران کند .
وقتی جلوی ورودی پارکینگ دانشگاه تابلوی ظرفیت تکمیل است را می بینیم .....وای که چه داستانی... مجبوریم با هر مشقتی یک درزی را پیدا کنیم و پارک کنیم . وقتی که برمی گردیم برگه جریمه زیر برف پاکن عجب خستگی از تنمان بیرون میآورد . راستی با یک حساب سر انگشتی میتوان هزینه جریمه شدن در طول یک ترم را حساب کرد . خدا بده برکت . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فن آوری های نوین ارتباطی به عنوان زیرساخت روزنامه نگاری سایبر در قالب رسانه های مدرنی چون سایت ها و وبلاگ ها ، هم اکنون یک نوع دموکراسی دیجیتال - و البته آسیب پذیر- را برای مخاطبان به وجود آورده اند که در پیوند با جامعه مدنی و اتکا به فرصت های جامعه اطلاعاتی ، گفتمان سنتی قدرت و گفتمان حاکم بر روزنامه نگاری سنتی را همزمان به چالش فراخوانده است ، اما با این همه ، این امر ممکن است به مفهوم تسلیم این گفته های سنتی در برابر گفتمان فضای سایبر نباشد.
اگر بپذیریم که بنا بر پیچیدگی های ارتباطی جامعه امروز و گسترش تکنولوژی های جدید و ... علم روابط عمومی از شکل سنتی به روابط عمومی مدرن تغییر پیدا کرده است ، روابط عمومی الکترونیک صرفا یک شکل از روابط عمومی مدرن است. اشکال دیگر هم هست : روابط عمومی آن لاین ، روابط عمومی سایبر و ...
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شما میتوانید جهت مشاهده بورس ایران به سایت های زیر مراجعه کنید. شركت سرمايه گذاري بانك ملي ايران www.bmiic.ir |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
شريف لكزايي sharif_lakzaee@yahoo.com ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نقش تکنولوژی های ارتباطی در آموزش یکی از اندیشمندان معروف بر این باور است که در فرهنگ های کهن ، بخش وسیعی از دانشگاه ها آن چیزی بود که به دانش محلی معروف بوده است . اجتماعات محلی ، مکان مناسبی برای انتقال سنت ها ، آداب و رسوم بوده و اگر چه اندیشه های کلی فرهنگی به تدریج در مناطق وسیعی منتشر می گردید ، فرآیندهای انتشار فرهنگی طولانی دارای روندی کند و ناپیوسته بود . امروزه در هر نقطه از جهان می توان با استفاده از ابزار و ارتباطات الکترونیکی از اوضاع رویدادهای دیگر نقاط آگاه شویم .(والر اشتاین ، 1377 : 56 ) ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شعب اين بانک طي مدت ياد شده 87 ميلياردو 839 ميليون ريال تسهيلات قرض الحسنه به متقاضيان پرداخت کردند.
طي 6 ماهه دوم سال 84 بانک ملي ايران در شهرستان کرج 10 هزارو 73 فقره تسهيلات قرض الحسنه ازدواج و تأمین جهیزیه به ارزش 85 ميليارد و 388 ميليون ريال به جوانان اين شهرستان اعطا کرده است. ساير تسهيلات قرض الحسنه اين بانک به منظور تأمين مسکن،رفع نيازهاي ضروری افراد متفرقه، رفع نيازهاي ضروري کارکنان دولت، تبصره ماده 56 و ساير موارد به متقاضيان پرداخت شده است. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با توجه به افزايش کارايي خودپردازهاي اين بانک طي ماههاي اخير افزايش تعداد اين دستگاهها در اولويت طرح هاي توسعه اي بانک ملي ايران قرار گرفته است. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اين صندوق ها در 3 اندازه کوچک، متوسط و بزرگ به متقاضيان واگذار مي شود. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جهانی شدن و تنوع فرهنگی ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
رابینز: تفکر خود را تغییر دهید تا زندگی شما تغییر کند. باید توجه داشت که مشکل ترین مرحله در رسیدن به هدف ، گرفتن تصمیم واقعی ، و مقید بودن به آن است . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
توسعه پایدار مفهومی است که ارتباط مستقیم با زیست شهری و تمامی مولفه های آن دارد. پایداری شهری در سطوح مختلف از خیابان گرفته تا واحدهای همسایگی و کل شهر قابل طرح است . برنامه ریزی کاربری زمین همچنین ساختمانهای پایدار و مقوله هایی اینچنینی به پایداری مستقیم شهر مربوط است . بر این اساس شهر ناپایدار را می توان از طریق شاخص هایی مثل کاهش جمعیت مفید شهری تنزل کیفیت محیط شهری کاهش اشتغال تشخیص داد. در نتیجه توسعه پایدار را میتوان خدمات اولیه محیطی اجتماعی و اقتصادی بدون تهدید محیط زیست دانست .
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مطالعه روانشناختي و جامعهشناختي تفاوت بينشها و منشهاي بين دو نسل، موضوعي است كه به طور نسبي اغراق شده و به شكاف نسلها معروف شده است. موضوع شكاف بين نسلها مسأله جديدي نيست، بلكه در طي زندگي بشر يكي از ابعاد تحول فرهنگي، علمي، فني، اجتماعي و سبك و روش زندگي است كه به صورت شكاف نسلها، خودنمايي كرده است. به طور طبيعي هيچ نسلي آينه تمامنماي آرمانهاي نسل قبل و به ويژه انعكاسدهنده خصلتها و منشهاي آنها نيست. تحول اقتضا دارد كه نسل جديد در منش، خصلت و بينش، تابلوي نسل قبل نباشد. ولي آنچه در سده اخير و به ويژه دهه اخير، بيشتر از همه اعصار زندگي بشر، خود را مينماياند، اين است كه سرعت تحولات در تمامي عرصههاي زندگي بشري شتاب فزاينده و روبه تزايدي پيدا كرده است و لذا تفاوت نسلها و به بيان عرفي، شكاف نسلها، بيشتر از گذشته، احساس ميشود. هر نسلي شرايط و خصوصيات رواني اجتماعي خاص خودش را دارد كه قطعا جنبههاي مثبت و منفي را در برميگيرد. هيچ نسلي، مجار نيست نسل قبل از خود و يا بعد از خود را با خود مركزگرايي مورد ارزيابي قرار دهد.
موضوع فرضي شكاف نسلها، به تازگي در باب تفاوتهاي نسل سومي (نسل برخاسته از تربيت دوران انقلاب و كمتر از 28 ساله) با نسل دوميها و نسل اوليهاي انقلاب سنجيده ميشود. براي ورود به مسأله، جا دارد ويژگيهاي نسل سوم را شناسايي و دستهبندي كنيم. کاکاجویباری ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تجدید وحدت سیاسى و ملى و مذهبى در عهد صفویه
«907 - 1145 ق / 1501 - 1732 م» ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تهاجم فرهنگي بر خلاف ظاهر ساده آن ، مفهومي عميق و پيچيده دارد و هدف نهايي آن از بين بردن خلوص يك آيين وتمدن و وارد كردن عناصر بيگانه و انحراف آن است . ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آنتونی رابینز: برای اینکه بتوانیم به سرعت هر گونه تغییری را به وجود آوریم ، کافی است بدانیم که هم اکنون و در همین لحظه قادر به تغییر هستیم |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ارتباط" واژهاي عربي از باب افتعال است. اين واژه برابر نهاد واژه انگليسي Communication" "يا كاميونكاسيون لاتيني است. دكتر «حميد مولانا»، استاد روابط بينالملل دانشگاه امريكن واشنگتن معتقد است ترجمه فارسي اين واژه به صورت "ارتباط" يا "ارتباطات" معني اصلي و مفهوم كلي آن را در زبان مقصد در برندارد، زيرا مفهوم ريشه لاتيني اين واژه دربردارنده نقاط اشتراك دو نفر يا دو شي است، حال آن كه مفهوم واژه "ارتباط" در فارسي حاوي اين بعد اشتراكي نيست. (محسنيان راد، 1380، 15)ارسطو، فيلسوف يوناني، شايد اولين دانشمندي است كه 2300 سال پيش نخستين بار در زمينه ارتباط سخن گفت. او در كتاب مطالعه معاني بيان مينويسد: "ارتباط عبارت است از جست و جو براي دست يافتن به كليه وسايل و امكانات موجود براي ترغيب و اقناع ديگران." (محسنيان راد، 1380، 43) بسياري از تعريفهايي كه براي ارتباط ارايه شده تا حدودي از تعريف ارسطو سرچشمه گرفته است. در فرهنگ لغات وبستر (Webster, 1971) واژه Communication، يا ارتباط، "عمل ارتباط برقرار كردن" تعريف شده است و معادلهايي نظير رساندن (impact)، بخشيدن (bestow)، انتقال دادن (Convey)، آگاه كردن، مكالمه و مراوده داشتن براي آن ارايه شده است. (webster, 1971)در فرهنگ انگليسي به فارسي آريانپور واژه ارتباط (Communication) اين گونه تعريف شده است:ارتباط، خطوط ارتباطي، وسايل ارتباطي، مبادله، گزارش، ابلاغيه، ابلاغ، اطلاعيه، نقل و انتقال، مراوده، اخبار، مشاركت، جلسه رسمي سري فراماسيونها، عمل رساندن، ابلاغ، كاغذنويسي، مكاتبه، سرايت، راه، وسيله نقل و انتقال. (آريان پور، 1354: ص 432)فرهنگ فارسي معين نيز اين واژه را معادل ربط دادن، بستن، بربستن، بستن چيزي با چيز ديگر و با اسم مصدر بستگي، پيوند، پيوستگي و رابطه برابر دانسته است. (معين، 1356: ص 189) علاوه بر اين، انديشمندان ارتباطات تعاريف مختلفي از اين واژه بيان و ارايه كردهاند. گروهي از آنان بر مسأله ترغيب، اقناع، همانندي و اشتراك فكر تأكيد كردهاند. به عنوان مثال، ميتوان به «ويلبر شرام» اشاره كرد.
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تاكيس فوتو پولوس
ترجمه: عباس كشاورز خلاصه ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
معامله گران مدیریت تولیدات با چگونگی ترکیبات زمین کشاورزان، آب، نهاده های بازرگانی، کار و مهارت های مدیریتی آن در تمرین ها و سیستم هایی که غذا و فیبر تولید می کنند ارتباط می یابند. در بیشتر زمین ها، کشاورزان ایالات متحده سنتز بالا را در سیستم نهاده ای دنبال می کنند ولی بطور افزایش آنها سعی می کنند سنتز نهاده را کاهش داده و همچنین نظام های موجودات زنده را و یا تمرین هایی که با این سیستم ها ارتباط می یابند. یک میل کاهش هزینه، فشارهای زیستی و برنامه ریزی ها و افزایش تقاضای بازار برای غذای موجودات زنده می باشد که عوامل بسیاری باعث می شوند کشاورزان مدیریت تمرین های تولیداتشان را تغییر دهند ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حسن خلق آن است که خلق را نرنجانی و رنج خلق بکشی بی کینه و مکافات |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
علی اسفندیاری که بعدها نام" نیما یوشیج " را بر خود گذاشت در 21 آبان 1276 شمسی در "یوش" - دهی از بخش نور شهر آمل - زاده شد : " زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخی با نان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق قشلاق می کنند و شب بالای کوهها ، ساعات طولانی با هم دور آتش جمع می شوند . از تمام دوره بچگی خود ، من بجز زد و خوردهای وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی کوچ نشینی و تفریحات ساده آنها در آرامش یکنواخت و کور و بی خبر از همه جا چیزی به خاطر ندارم ." ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عباس قيومي
در جامعه ما، رويکردي به علم حاکم است که فينفسه علم و به تبع آن توليد آن را ستايش ميکند و ميان علوم مختلف در اين حوزه تميز روشني نميگذارد. مشکل اين رويکرد کليت بخشي به مساله توليد علم، عدم توجه به اختلافات ماهوي علوم از حيث فايده و نسبت توليد علم با جايگاه فني و تکنولوژيک کشور است (نگرش حاكم بر وزارت علوم، تحقيقات و فناوري را ميتوان از اين دسته به شمار آورد. تأكيد غالب مسؤولان اين وزارتخانه بر توليد علم با معيارهاي جهاني، مانند تعداد مقالات علمي در نشريات خارجي است). علوم را از جهت اثر و فايده آن ميتوان به سه دسته تقسيمبندي کرد: علوم ادبي و حکمي شامل: فلسفه، کلام، ادبيات، تاريخ و ... علوم انساني اجتماعي شامل: فقه، اقتصاد، جامعهشناسي، علوم سياسي و ... علوم فني و مهندسي، شامل: علوم رياضي، فيزيک و ... هنگامي که از علوم حکمي سخن ميگوييم علم فينفسه امري با ارزش است و انتظار سود و فايدهاي مستقيم اجتماعي از آن نميرود. علوم انساني اجتماعي بايد ناظر به مسائل اجتماعي و انساني مبتلا به تعريف شوند علاوه بر ارزش فينفسه آنها در روشن کردن ماهيت مسائل اجتماعي و انساني، فايده بخشي اين علوم هنگامي است که در جهت مسائل جامعه جهتگيري شوند يا به عبارت ديگر بومي گردند. علوم فني و مهندسي هم ذاتاً معطوف به توليد و منافع اقتصادي هستند و فينفسه ارزش چنداني ندارند. امروز علوم رياضي و فيزيک هم تا حدود زيادي ماهيت فني يافته و در خدمت توسعه تکنولوژي قرار گرفتهاند. کشورهاي توسعه يافته سياست مدون تعريف شدهاي را خصوصاً در حوزه علوم و مهندسي و فناوري دنبال ميکنند. در اين سياستها، مدار توليد علم را در جهت توسعه جامعه خود تعريف ميکنند و سازوکارهاي هدايت آن را تعيين مينمايند. البته مهمترين عامل حرکت هماهنگ و منسجم علمي در اين کشورها نظام کارشناسي است که در آن هر کس مطابق اقتضاء تخصص خود در جايگاه تعريف شدهاي قرار گرفته است. اين نظام، شبيه تيم فوتبالي از بازيکنان ورزيده و باتجربهاي است که سياستگذاران نقش مربي اين تيم و هدايتگري آن را عهدهدار هستند. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بلندترین گام در کارمندیابی پیدا کردن کسانی است که با کارکرد کلی سازمان سازگار باشد نه آن که در یک شغل ویژه مهارت و کاردانی نشان دهد .
سعی کنید از ایده ها و نظرات مختلف کارکنان خود در مقاطع زمانی معین بهره گیرید. بهترین روش و زمان برای حفظ یک اندیشه ،ثبت در هنگام بروز آن است . کسانی که جهان را به پیش می برند یا تکان می دهند اغلب در الگو گیری حرفه ای هستند. انسانها بزرگترین منابع در اختیار شما هستند. اگر ویژگی های بازی مثل حق انتخاب،روشن بودن هدف، مورد علاقه بودن و کنترل و نظارت روانی را به کار انتقال دهیم کار هم مثل بازی انگیزشی خواهد بود. به کار عالی و برجسته و مثمر ثمر به جای کار نمایشی و نمادین توجه نموده و پاداش دهید . به وفاداری به سازمان به جای تهدید به ترک خدمت و ...پاداش و اهمیت دهید . به کیفیت کار به جای سرعت در کار توجه نموده و پاداش دهید . کار امروزرا به نحو شایسته و عالی انجام دهید. بدانیدد که موفقیت شما در گرو کار برجسته و عالی امروز شما است. به کار تیمی به جای تک روی توجه کنید و سعی کنید کارکنان به کار گروهیشان در سازمان مربوطه افتخار نمایند. هرگز کارها ی عملیاتی را با کارهای مدیرتیان تداخل ندهید. فراموش نکنید که هنر یک مدیر در آن است که مشکل را تبدیل به فرصت کنند زیرا در مدیریت چیزی به نام مشکل وجود ندارد.و با روحیه ای شاداب و با تمام قدرت و با توکل به خدا حرکت کنید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
اهمیت قدرت تصمیم گیری
انسان در مسیر زندگی خود با انواع مسائل و مراحلی مواجه میشود که ناگزیر از تصمیم گیری است. تصمیم گیری نقش گستردهای در زندگی آدمی دارد. از تصمیم گیریهای جزئی در امور کوچک گرفته، تا تصمیم گیریهای بسیار بزرگ و پراهمیت. برخی از تصمیم گیریها چنان به راحتی صورت میگیرند که شاید ما چندان توجهی به آنها نمیکنیم، اما در مقابل مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که اقدام به تصمیم گیری در مورد آنها شاید مدت زمان طولانی وقت لازم داشته باشد. در هر حال اهمیت این تصمیم گیریها به لحاظ اهمیتی که اکثر آنها در سرنوشت فرد دارند، بسیار زیاد است و چه بسا تعلل در شناخت راههای تصمیم گیری بهتر ، عواقب جبران ناپذیری را برای فرد به بار آورد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رابینز:
خود را مقید کنید که کنترل کامل همه قوای فکری و عاطفی تان را به دست گیرید ، و هم اکنون تصمیم بگیرید که ده روز متوالی دچار افکار و احساسات ضعیف کننده و منفی نشوید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عباس قيومي
راهبرد استفاده عملی از علم يا نگرش ابزاري به دانش، از دستاوردهاي تمدن جديد محسوب ميشود. اين نگرش به علم، پايه اساسي توسعه فناوري در دنياي جديد است. به طوري که امروزه علم جزو جداييناپذير تکنولوژي شده است. تلقی ابزاري از علم، به علوم تکنولوژيک ـ فني و مهندسي ـ محدود نيست. دانش اجتماعي شامل اقتصاد، جامعهشناسي، علوم سياسي و دانش مديريتي هم که ذيل اين نگرش به علم توسعه يافتهاند اين خصوصيت را مستقيم يا غيرمستقيم در خود متبلور میسازند. در کشورهای توسعهيافته، نقش علم در فناوري و تجزيه و تحليل مسائل اجتماعي، ميان نهادهاي علمي، اجتماعی و دولت ارتباط ساختاري برقرار کرده است که پايه توسعه اجتماعي قرار دارد. در اين کشورها نهادهاي علمي در ارتباطي ارگانيک با مسائل اجتماعي و نيازهاي آن، دولت را در اداره جامعه ياري ميدهند. در اين ميان ميتوان علم اقتصاد را مثال زد. اقتصاددانان به طور مستقيم و غيرمستقيم با تجزيه و تحليل مسائل اقتصادي، طرح تئوريهاي جديد و بررسيهاي کارشناسانه خود، در تدبير امور اقتصادي جامعه با دولت همکاري ميکنند. دانشگاه های اقتصاد هم به وسيله تربيت نيروي متخصص مورد نياز اداره واحدهاي اقتصادي، در اداره امور اقتصادي جامعه دخيل هستند. نهادهاي علمي و صنعتي، رابطه روشنتري دارند. علم، ابزار تربيت نيروي متخصص، توسعه تکنولوژي و حل مسائل صنعتي است. در تعامل اين دو نهاد، دولت به عنوان هماهنگکننده و هدايتگر، نقش خاصي دارد. به طوري که ميتوان گفت، دولت، مراکز علمی و صنعت پايه اصلي نظام توسعه صنعت در سطح ملي را تشکيل ميدهد. رابطه ساختاري اين نهادها در برخي از کشورهاي توسعهيافته در يک فرآيند تاريخي صورت تحقق گرفته است. در کشورهايي که پس آنها به قافله کشورهاي پيشرفته پيوستهاند دولتهاي مدبر موفق شدهاند به نحوي با الگوبرداري درست از کشورهاي پيشرفته و تطبيق اين الگو با شرايط اجتماعي خود، اين رابطه ساختاري را تنظيم کنند. در کشورهاي توسعهنيافته دولت نتوانسته است نقش محوري تنظيم ارتباط اين نهادها را به درستي انجام دهد. از اين رو، رابطه ارگانيکي ميان دولت و مراکز علمي با جامعه در جهت توسعه اجتماعي و توليد ثروت و رفاه وجود ندارد. نهادهاي علمي در اين کشورها متأثر از سنتهاي غالب علمي در کشورهاي توسعه يافته هستند و کارکرد ناقصي ارايه ميکنند. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
مرزهای امپراتوری صفوی در سال 1512 میلادی صَفَویان 907 - 1145 ق / 1501 - 1732 م» از دودمانهای ایرانی بودند که بر ایران و بخشی از همواره از مرزهای شرقی خود بیمناک بود و ناگزیر بخشی بزرگ از نیروی نظامی خویش را درآن جانب صرف میکرد و از پیشرفت و تمرکز نیرو درجبهههای اروپا باز میماند، و این همان بود که دولتهای اروپایی خواستار آن بودند و سفیران خود را به دنبال پیگیری این سیاست تا تبریز و قزوین و اصفهان میفرستادند. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرا - بودجه: مدلي براي مديريت و كنترل عملكرد در قرن بيست و يكم؟ نوشته: Jurgen H. Daum ترجمه : شهناز سراج جهت ارائه به :دکتر عباسی چقدر تلاش براي تعيين بودجه عقلاني است در صورتي كه پس از چند هفته اين بودجه كهنه شده است؟ امروزه بودجه بندي سنتي به عنوان وسيلهاي براي مديريت شراكتي (Corporate Management)، هرچه بيشتر در ديد مديران به عنوان مانعي براي پيشرفت مطرح ميشود. جملات معمولي عبارتند از "بسيار پيچيده"، "بسيار وقت گير" ، "خيلي غير قابل انعطاف، نميتوانيم به سرعت با بازار هماهنگ شويم" ، "انسان را براي تعيين اهداف والا نميانگيزاند"، يا حتي "بودجه سمي است براي شراكت آمريكا" (جَك وِِلس، جنرال الكتريك)، و "بودجه وسيلهاي براي سركوب است ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پرورش شخصیت دانش آموز در چند کلمه همه انسانها با یکدیگر متفاوتند ، هیچ کس وجود ندارد که شبیه دیگری باشد . انسانها موجوداتی منحصر بفرد هستند . تا بحال کسی در دنیا بوجود نیامده است که شبیه دیگری باشد و در آینده نیز کسی مثل هم متولد نخواهد شد پس تفاوت انسانها به معنای خوب یا بد آنها نیست مثلا" تفاوت در اثر انگشت به معنای بد یا خوب بودن است؟ تفاوتهای فرد در دانش آموزان میتواند از لحاظ هوش انگیزش _ موفقیت - و تاثیر از محیط – خانواده – سرچشمه می گیرد. جان لاک می گوید " اهمیت نقش و منش در پرورش شخصیت اشاره میکند و توصیه کرده است که : با هر شاگرد همچون فردی متمایز از دیگران رفتار شود برای تعلیم او با کمال دقت تعیین گردد." لاک ضمن تاکید بر تفاوتهای فردی و تبعات منطقی آن می نویسد :"از این عقیده شوم که همه اطفال باید یکسان تربیت شوند ، چنان چون از طاعون بپرهیزیم ،هر کودک موجود منحصر بفردی است و هدف نهای آموزش و پرورش آن است که کودک را با تمام معایب ، با همه نقایص و با جمیع امکاناتش ، چنانکه طبیعت وی را آفریده است در اختیار بگیریم و از امکانات هر چه بیشتر به نفع خودش استفاده کنیم ." |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آنتونی رابینز:
رسیدن به هدف هیچ ارزشی نخواهد داشت ،مگر اینکه پیش از رسیدن به آن ، هدف های تازه تر و بزرگ تری را برای خود در نظر گرفته باشید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به غير از ايران و عراق كه اكثريت قاطع جمعيت آنها را شيعيان تشكيل ميدهند، كشور كوچك ديگري نيز در همسايگي جنوب ايران وجود دارد كه هرچند شيعيان، 70 درصد جميعت آن را تشكيل ميدهند، اما زماني كه اين كشور در دوران پهلوي از ايران جدا شد، بيگانگان اقليت اهل سنت را در آن حاكم كردند. شيعيان بحريني احساس تعلق عجيبي نسبت به ايران دارند و همه نگران پرونده هستهاي هستند و مرتب اين اظهار نگراني خود را ابراز مي کنند. در بيشتر جلساتي که با آنها هستيم همين بحث ها در ميان است و خوف و نگراني از چهره آنان ظاهر است. کار ما هم اميد دادن و روشنگري در حد توان بود. اين را هم بگويم که در غالب حسينيه ها به نوعي عکس امام و رهبري و در مواردي عکس نصر الله يا مرحوم سيد عباس موسوي ديده مي شود. اين ربطي به حسينيه هاي عجم ها ندارد بلکه حسينيه عرب هاي شيعه هم همينطور است... . ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تصمیم گیری و قاطعیت ، بیدار باشی به اراده انسان است
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برای جلب مشارکت مردمی باید مناسبات انسانی را در نظر گرفت در ارتباط با مردم اصول زیر را باید رعایت کرد.۱)احترام به افراد بدون توجه به نژاد جنس طبقه وسطح علمی ۲) اعتماد به مردم واعتقاد به صلاحیت مردم در حل مسایل فردی اجتماعی ۳) حق و مسئولیت افراد در همه شئون اجتماعی ۴) تقویت فرایند اجتماعی مثل سازگاری باجمع همکاری توافق و تبادل نظر ۵) حل مشکلات اجتماعی از طریق علمی
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تعابير بسيار بلندي از همه انبياء، از ازل تا خاتم (ص) راجع به حضرت حجت(ع) رسيده و تقريباًَ جزو اجتماعيترين موضوعات، بين همه اديان الهي و ابراهيمي، بشارت موعود و وعده منجي است و همه گفتهاند كه كار نيمهتمام و ناتمام انبياء(ع) و اديان، به دست اين مرد بزرگ، كامل خواهد شد. حسن رحيمپور ازغدي ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اصطلاح لیبرالیسم بر گرفته از ریشه لاتینی لیبر به معنای آزادی است و می توان آنرا آزاد منشی معنا کرد . در یک مفهوم سیاسی ٫ لیبرالیسم به یک جریان سیاسی بورژوازی اطلاق میشد و در زمانیکه سرمایه داری صنعتی علیه آریستو کراسی یا فئودالیسم مبارزه می کرد ٫ بوجود آمد . لیبرالها مدافع طبقه ای در حال رشد و بالنده بودند و آزادی از قیدو بند اقتصادی و اجتماعی دوره فئودالیسم را طلب می کردند . لیبرالیسم خواهان آزادی در برابر هر نهادی است که تهدید کننده آزادی بشر باشد و لیبرالیسم اقتصادی یعنی مقاومت در برابر تسلط دولت بر حیات اقتصادی در برابر هر نوع انحصار و مداخله دولت در تولید و توزیع ثروت . در لیبرالیسم ٫ تاکید بر اصالت فرد است . و به آزادی بیان و عمل و آزادی از اجبارها و محدودیتهای دینی و ایدئولوژیک اشاره می کند . لیبرالیسم مذهبی به معنای اعتقاد به حق هر کس در انتخاب راه پرستش خداوند یا بی ایمانی است . گونه های امروزین لیبرالیسم با اشاره به آزادی به عنوان مفهوم بنیادین بدنبال بررسی توجیه کاربرد زور از سوی دولت در جامعه است . لیبرالیسم را میتوان یک سنت سیاسی و یک فلسفه سیاسی دانست و یا یک نظریه جامع فلسفی شامل یک نظریه ارزش مفهومی از شخص و نظریه ای اخلاقی همراه با فلسفه ای سیاسی دانست که در کشورهای مختلف ٫ شکلهای گوناگونی یافته است . در انگلستان تاکید بر تساهل دینی ٫ دولت توافقی و آزادیهای فردی و اقتصادی است . در فرانسه تداعی کننده سکولاریسم و دموکراسی است ٫ در ایالات متحده لیبرالیسم ترکیب هواداری از آزادیهای فردی با ناسازگاری با کاپیتالیسم است . در استرالیا لیبرالیسم متمایل به کاپیتالیسم و کمتر متوجه آزادیهای مدنی است .
دولت دموکراتیک بدون ظرف ایدئولوژیک معین ٫ میهماندار برنامه های جریانهای فکری و سیاسی خواهد بود . تلاشی است که برای دموکراتیزه کردن بجای لیبرالیزه کردن آن صورت می گیرد . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نقد کتاب "ما چگونه ما شدیم" نوشته صادق زیباکلام نقد از دکتر کاظم علمداری رابطه رشد علوم و توسعه جامعه این نوشتار نگاهی کوتاه دارد به ایرادی ساختاری که بر کتاب " ما چگونه ما شدیم؟ " وارد می دانم. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آنچه كه د ر اد بيات سياسي جهاني شد ن گفته مي شود ، جهاني كرد ن۵، جهاني سازي۶ و يا غربي كرد ن۷ جهان و د ر واقع يك پروژه است. جهاني شد ن روند ي است كه از ابتد اي زند گي اجتماعي انسان آغاز و همچنان اد امه د ارد ، د ر چند قرن اخير، با پيشرفت هاي ماد ي و صنعتي و گسترش اهد اف توسعه طلبانه و تشد يد زياد ه طلبي شد ت و سرعت گرفت. بنابراين د ولت هاي بزرگ سرمايه د اري بر موج جهاني شد ن طبيعي و تد ريجي مسلط شد ند و ضمن تسريع د ر جهت بهره گيري حد اكثر براي سلطه جويي و استثمار بيشتر، آن را از مسير عاد ي خود خارج كرد ند .
رويكرد مخالفين جهاني سازي د ر ارتباط با جنبه هاي ماد ي و منافع جريان هاي خاصي مي باشد و ربطي به ابعاد انساني و ارزشي ند ارد . آنان نگران سلطه جهاني سرمايه و تكنولوژي برتر و از د ست د اد ن موقعيت و جايگاه نسبي خود مي باشند ، اگر چه د ر ظاهر شعارهايي د ر حمايت از محيط زيست، سوءاستفاد ه از قد رت، تضعيف بيش از پيش اقتصاد كشورهاي عقب ماند ه و د ر واقع عقب نگه د اشته شد ه مطرح مي كنند . لذا امكان همكاري با جريان مخالف جهاني سازي ضعيف و محد ود است. زيرا مواضع آنان معطوف به حفاظت از منافع خود شان مي باشد و اگر چه آماد گي د ارند كه د يگران را به صورت نيروي همفكر و همراه د ر صحنه بين المللي به نمايش بگذارند ، ولي د ر عمل اعتنايي به منافع و اهد اف جريان هاي خارج از مجموعه خود شان ند ارند . به ويژه آن كه جريان ضد جهاني سازي، ضد سلطه و د يني باشد . كشورهاي جهان سوم نيز عملاً به د لايل متعد د و از جمله وابستگي هاي سياسي قاد ر به مقاومت د ر مقابل جريان جهاني سازي نيستند و مخالفت هاي آنها براي اقناع افكار عمومي مرد مشان و سرپوش گذاشتن بر ماهيت واقعي آنها مي باشد . جريان ضعيفي از مخالفين جهاني سازي نگران تشد يد فاصله غني و فقير، از بين رفتن منابع و منافع كشورهاي ضعيف و به اصطلاح توسعه نيافته و از بين رفتن هويت فرهنگي و ملي است. مؤلفه هاي جهاني سازي از جمله وجود سازمان هاي بين المللي، كه غالباً تحت سلطه قد رت هاي استكباري قرار د ارند ، رسانه هاي متعد د و متنوع بين المللي با امكانات و تجهيزات مد رن، د ولت هاي ضعيفي كه د ر جهت تحقق اهد اف اين جريان بستر سازي مي كنند و گروه ها و تشكل هاي ضد ملي و وابسته، د ر واقع زمينه ساز حضور، سلطه فكري، فرهنگي، اقتصاد ي و خلاصه جهاني سازي سلطه نظام استكباري مي باشند اگر جهاني سازي به معناي جهان شمول كرد ن ليبراليسم باشد ، احتمال اتفاق نيفتاد ن آن قويتر است. زيرا ليبراليسم مطلق با مباني فلسفي و سازه و سامانه اي كه به قلم متفكران آن روي كاغذ صورت مي بند د ، وقوعاً محال است چرا كه ليبراليسمِ مطلق و اباحه گريِ لجام گسيخته و رواانگاريِ بي مرز و مانع، خود كش و خود شكن است و خود ، خويش را نقض مي كند ، راز شكست و بحران زد گي ليبراليسم د ر جهان معاصر هم همين است. از اين رو امروز ليبراليسم به جاي اينكه مشكل تحقق خود را د ر د رون جوامع مد عي ليبراليته جست وجو كند ، با فرافكني، به بيرون اين جوامع، انگشت اتهام را نشانه مي رود ! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ليبراليسم خوشبين است كه سرشت انسان بر خوبي است. و در مجموع مكتب ليبراليسم؛ اعتقاد به آزادي و فلسفه آزادي و نهضت آزادي؛ خواه آين آزادي به عنوان روش و سياست حكومت در نظر گرفته شود خواه به عنوان اصل نهادهاي جامعه يا به عنوان راه و رسم زندگي فردي و اجتماعي |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گزیده ای چند از سفر نامه کمپفر (مبحث اصلی کتاب دوره ای از صفویه) عنوان کتاب : سفر نامه کمپفر مترجم : کیکاوس جهانداری ناشر :انتشارات خوارزمی ، ج.1 ؛ 1360 کتاب شامل 277 صفحه می باشد که بغیر از دیباچه و مقدمه وفهرست مطالب موضوعات در 16 بخش مطرح گردیده است که هم اکنون با نگاهی بسیار کوتاه سیری در آن خواهیم داشت . دیباچه و مقدمه : از والتر هینتس (1940) تعداد مقالات و گزارشهایی که در باره ایران تالیف شده است و به چاپ رسیده به هزارها بالغ می گردد با این وجود در بین آنها آثاری که دارای اهمیت زیاد باشد کم است . سفر نامه کمپفر( 1716-1651) که سیاح محقق آلمانی آنرا انگاشته از این دست شمرده میشود. در این کتاب از توصیفی مفصل و جاندار و قابل اطمینان از در باره شاه ایران در اصفهان در طول نیمه دوم قرن هفدم بست داده است. از شاه و وزیر گرفته یا رئیس انبار هیزم آن هیچ کس از قلم نیفاده . توصیف کمپفر از کاخها ، تفرجگاه قصور و با غها چنان دقیق و رساست که حتی امروز می توان بر مبنای آن قسمتهایی را که از بین رفته تجدید بنا کرد . تشکیلات داخلی دولت ، امور اداری ، دسیسه های رایج در دربار آن روزگار ، دخالت قوای دولتی و دینی در امور یکدیگر ، به طور مختصر همه مظاهر زندگی عمومی در آن عهد است . اما این گزارش ها و وصفهای نویسنده که خود شاهد و ناظر آن بود و به زبان لاتین تحریر شده است. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
درس: آشنایی با فرهنگ و هنر ایران وجهان گردآوری شده توسط: شهناز سراج
مقدمه : در تاریخ ایران پس از اسلام ، ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی است مهم؛ زیرا که پس از قرنها ، ایران توانست با دستیابی مجدد به هویت ملی ، به کشوری قدرتمند و مستقل در شرق اسلامی تبدیل شود. این کشور به رقابتی نزدیک به امپراطوری شمال برمی خیزد و دایره سروری و خلافت عثمانیان را بر ممالک اسلامی رد می کند. حکومتی که صفویان در اوایل قرن دهم هجری برپا کردند یک حکومت مذهبی و بر پایه تشیع بود، این دوره نزدیک به دو قرن و اندی طول کشید. با تأسیس این حکومت مقطع جدیدی در تاریخ ایران گشوده شد 0 زمانه ای که ایرانیان برای کسب هویت خود به تکاپو پرداختند، و لذا این دوران از اهمیت خاصی برخوردار شد . با توجه به تأثیر طولانی مدت دستاورهای صفویان تا عصر حاضر، می توان گفت که آنها در حل و فصل مشکلات برخاسته از امور نظامی، اقتصادی، مذهبی و اجتماعی تا حدود قابل ملاحظه ای موفق بودند . در این دوره ، نعمت و فراوانی حاصل شد، امنیت بر راهها سایر گسترد، تجارت و بازرگانی به شکوفایی رسید؛ اقلیتها محل تساهل و تسامح مذهبی قرار گرفتند؛ دشمنان خارجی عقب زده شدند؛ هنرها و صنایع در حد و حجم قابل اعتنایی شکوفان گردیدند و دانشمندان بزرگی در عرصه فلسفه پدیدار شدند. سلسله هایی که پس از صفویان بر سر کار آمدند در پیدا کردن راه حل برای مشکلات موجود جامعه به اندازه صفویان موفق نبودند. نظام صفویان به رغم فشارهای داخلی و خارجی به مدت دویست و بیست و پنج سال در ایران ثبات و استواری پدید آورد جامعه صفوی یک اجتماع ترکیبی بود متشکل از عناصر ، ترک ، تاجیک ، گرجی و ... که شاه در راس هرم جامعه قرار داشت ، درقاعده هرم مردم عادی شامل دهقانان ، مناطق روستایی ، صنعتگران ، دکانداران ، تجار کوچک شهرها بودند . بین شاه و مردم ، اشراف لشکری – کشوری و توده ای از مقامات روحانی در سطوح مختلف به وظایف متفاوت قرار داشتند . جامعه عصر صفوی ، یک جامعه فضیلت سالار بود که صاحب منصبان بر اساس ارزش وشایستگی شان و نه بر اساس نسبشان منصوب می شدند به خاطر همین گرایش به فضیلت سالاری بود که عناصر مختلف و متنوع از هر طبقه و گروه و نژاد مختلف می توانستند به مقامات و مناصب بالایی دست یابند . وجود طبقات مختلف چون علما و مشایخ و دهقانان و اصناف بازاری گروهها را بخشهای نیمه مذهبی –مذهبی رابطه و اتحاد محکمی که میان اینها به وجود می آمد بیانگر سیاست حاکمان صفوی در ایجاد مناسب با حکومت می باشد . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کتاب رابینز
بیشتر موفقیت ها حکایت از آن دارند که افرادی به پیروزی می رسند که به سرعت تصمیم می گیرند و به ندرت در تصمیمی که اندیشمندانه گرفته اند تغییری ایجاد می کنند.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
طي سالهاي پس از انقلاب اسلامي، غرب، تلاشي گسترده را در زمينه آشنايي بيشتر با جهان اسلام دنبال کرده است. تا پيش از اين دوره، آنچه در موسسات و دانشگاههاي اروپا و امريکا مورد توجه بود و در قالب تحقيقات شرق شناسانه عرضه ميشد، بيشتر مربوط به گذشته تمدن اسلامي بود. موضوعات مورد توجه در آن تحقيقات،مربوط به متون قديمه اسلامي و ارزيابي آنها بود. اما اين گرايش در سالهاي پس از انقلاب اسلاميبه خصوص در دهه اخير کاملا دگرگون شده است. موضوعاتي که در حال حاضر مورد توجه است، بيشتر مربوط به وضع فعلي مسلمانان و شرايطي است که به لحاظ فکري و تاريخي در آن بسر ميبرند. در اين نوشتهها ، کار تاريخي روي جريانها و تشکلها و فرقههايي است که امروزه در جهان اسلام فعال هستند و به گونه اي خاص نقش آفريني دارند. در حال حاضر اين تحقيقات در اروپا و امريکا با شتاب بسيار زياد در حال جريان است و هر روزه دهها عنوان کتاب جديد که به نوعي صبغه تاريخي و سياسي دارد در باره جهان اسلام انتشار مييابد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جهانی شدن نتایج زیر را در بر داشته است:
۱-کمرنگ شدن حاکمیت ها: یعنی کاهش کنترل انحصاری دولت بر قلمرو سیاسی خود . دولتها برخلاف آنچه که حاکمیت نمایان می سازد . تصمیم گیرندگان نهایی نیستند . تصمیمات آنها بیشتر تائید و صحه گذاشتن برتحولات موجود و جریانهای جدید در حوزه های اقتصادی اجتماعی و فرهنگی و ... است . ۲-کم اهمیت شدن مرزهای سیاسی : به طور روز افزونی امور اجتماعی و اقتصادی ابعاد غیر ملی پیدا می کنند یعنی اینکه بر خلاف گذشته مرزهای پدید ه های اجتماعی با قلمروهای سیاسی در هماهنگی قرار ندارند و این روند با شتاب هرچه بیشتری سیر تکامل خود را طی می کند . پدیده ملی که بیشتر منبع هویت تلقی می گردید جای خود را به عوامل غیر ملی و غیر سیاسی داده است . مسایلی که بیشتر در حیطه حاکمیت دولتها قرار داشتند و در قالب مفهوم ملی تعریف می شدند امروزه ابعاد کاملا جهانی پیدا می کنند که جهانی شدن همانند هر تحول و دگرگونی برندگان و بازندگانی دارد برندگان سوار بر امواج الکترونیکی با شتاب هر چه بیشتری پیش می روند . بازندگان بالقوه و بالفعل رفته رفته ساماندهی می شوند و مقاومتهایی را در مقابل جهانی شدن به وجود می آورند . برای آنها منبع تهدید جهانی است . لذا پاسخ باید در همان سطح جهانی باشد . نکته جالب و تعارض آمیز در این است که مخالفین جهانی شدن برای مقابله با آن از همان ابزارها و شیوه های جهانی شدن استفاده می کنند و لذا آنها در عمل معلول و در عین حال عامل جهانی شدن هستند . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||
ادامه مطلب |
|||||||||
|
|||||||||
|
|
|
||||
|
از مهمترین راه های صرفه جویی در زمان استفاده از تجارب دیگران است.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دو عامل اساسي در اعمال مديريت عبارتند از انسان و نظام هاي عملياتي سازمان از آنجا كه نظام هاي عملياتي توسط انسانها به اجرا در مي آيند .بنابراين ، مي توان به درستي ادعا نمود كه مهمترين سرمايه سازمان همانا نيروي انساني آن است . اكنون مديران هوشمند آگاهند كه هر قدر در زمينه توسعه و ارتقاي نيروي انساني سرمايه گذاري كنند موفقيت ، كارايي و برتري رقابتي سازمان خود را تضمين كرده اند . اگر يكي از مهم ترين ابداع هاي قرن حاضر را سازمان هاي نوين بدانيم . توفيق اين سازمان ها در گرو استفاده مؤثر از منابع و تركيب كارامد آن در اجراي راهبردهاي سازماني آنهاست .محور هر راهبرد و سياست سازماني ، و هر گونه بهره گيري از منابع ، افراد سازمان هستند . موفقيت يا شكست يك سازمان بستگي كامل به چگونگي جذب و نگهداري منابع انساني آن دارد . تعريفي از مديريت : "مديريت بر افراد متكي است و هر فرد يك موجود شاخص و متفاوت از فرد ديگر است ، بنابراين مديريت كماكان شكل هنر را به هخود مي گيرد و هر شغل معمولاً مهارت و دانش متفاوتي لازم دارد ." مشكل مي توان پذيرفت كه يك مدير موفق در يك موقعيت بتواند به همان نسبت در شرايط ديگر نيز موفق باشد ، مگر اين كه تغيير بزرگي در شخص براي تطبيق با موقعيت جديد به وجود آيد . فعاليت هاي مدير شامل برنامه ريزي ، سازماندهي ، به كار گماردن ، هماهنگي ، ايجاد انگيزش ، رهبري ، كنترل و در نهايت دستيابي به نتايج مؤثر از طريق ديگران و با فرآيند تفويض اختيار است . تجزيه و تحليل ابعاد اصلي مديريت - برنامه ريزي : تعيين پيشاپيش اموري كه بايد انجام شود و نحوه انجام آنها - سازماندهي : تامين منابع انساني ، مواد و منابع مالي و تعيين روابط ميان اين عوامل به منظور انجام امور . يكي از مهم ترين وجوه سازماندهي تضمين لازم براي داشتن نيروي انساني با كيفيت هاي مناسب در زمان و مكان مشخص براي نيل به هدف هاي سازماني است ، اين جنبه از سازماندهي را تخصيص و تامين نيروي انساني مي نامند . - اثر گذاري: نفوذ و اثر گذاردن بر رفتار ديگران ، اين مقوله موضوعاتي چون انگيزش ، رهبري و ارتباطات را در بر مي گيرد . - كنترل : مقايسه آنچه كه انجام گرفته با آنچه كه بايد انجام مي گرفت و انجام اقدامات اصلاحي ضروري |
|||||
|
|||||
|
|
|
|
|
| ||