تبليغاتX
مدیریت فرهنگی
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت فرهنگی ورودی 84 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

سرشت تلخ بشر

   
نويسنده : آيزايا برلين
مترجم : لي لي سازگار
موضوع : فلسفه و عرفان
تاريخ چاپ : ۱۳۸۵
قطع :

رقعي

نوع جلد :

شوميز

شماره شابك :

964-311-650-6

قيمت : ۴۲۰۰۰ ريال

آيزايا برلين يكي از برجسته‌ترين انديشمندان و از بزرگ‌ترين مناديان آزادي قرن 20 است كه قوي‌ترين استدلال‌ها و هوشمندانه‌ترين نظريه‌ها را در دفاع از آزادي فردي و آزادي جوامع و همين طور انواع كثرت‌گرايي (سياسي و فرهنگي) عنوان كرده و زيباترين و پرمعناترين رساله‌ها را درباره تاريخ انديشه‌ها نوشته است. برخي از نوشته‌هاي او شهرتي اسطوره‌اي پيدا كرده‌اند. او نوشته‌هاي بسيار و پراكنده‌اي از خود به جا گذاشته است. "برلين" در سال 1909 در شهر ريگا پايتخت لتوني به دنيا آمد. شش ساله بود كه خانواده‌اش به روسيه رفتند. او در سال 1917 در پتروگراد شاهد انقلاب‌هاي سوسيال دموكراتيك و بلشويكي بود كه بر انديشه‌هايش تأثيري عميق بر جا گذاشت. در سال 1921 خانواده‌اش به انگلستان مهاجرت كردند. او پس از به پايان رساندن تحصيلات دبيرستاني سرانجام به دانشگاه آكسفورد راه يافت. مترجم اين كتاب خانم لي‌لي سازگار درباره اين كتاب مي‌گويد: "نامي كه آيزايا برلين بر كتاب گذاشته برگرفته از جمله‌اي از كانت است كه سرشت بشر را به الواري تابدار تشبيه مي‌كند و مي‌گويد با اين الوار تابدار هرگز نمي‌توانيم چيزي بي‌عيب و نقص بسازيم." كتاب "سرشت تلخ بشريت‌" بررسي تاريخ نيست بلكه جستارهايي است در تاريخ انديشه‌ها كه جز پيشگفتار شامل 8 مقاله است. اين هشت گفتار به ظاهر مستقلند ولي در مجموع خط فكري خاصي را دنبال مي‌كنند. آيزايا برلين در كتاب سرشت تلخ بشريت در پي دفاع از آزادي و ارزش‌هاي به خطر افتاده مربوط به آن است. خط فكري برلين در اين گفتارها اثبات اين نكته است كه دوران آرمان‌شهرجويي به سر آمده است. او توجه مخصوصي به كثرت‌گرايي دارد و مرادش اين است كه براي زندگي شيوه‌هايي متفاوت ولي به يك اندازه معتبر وجود دارد.

 

 

نقدهايي بر اين كتاب
ارسال نظرات جديد در مورد اين كتاب

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/30ساعت 11:30  توسط زهره حسین زادگان  | 

 

          دیالکتیک سه نسل

 اين نوشته تاريخ مشخصی را نشانه نرفته است و چون سخن از يك نسل است مصداق معينی ندارد، يك طرح و برآيندی شخصی از سه نسل حاضر در تحولات سياسی چند دهه اخير عمر ميهن ماست(مشابه آن در جهان فراوان است)، طرح است چرا كه می توان هنوز بر آن افزود. ما در چارچوب قلمرو ملی و اقليمی خود سه نسل تشنه آزادی، كشته استقلال و فدایی اسلام داريم و هر يك از اين سه نسل ويژگيهای تاريخی خود را دارد و در هر يك از مقاطع كشور ما ظهور و بروز داشته است. آزادی، استقلال و اسلام وجه فارق اين سه نسل از هم است و گرنه اشتراكات آنها كم نيست و گاه هر سه آنها در مواردی جمع شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/24ساعت 10:5  توسط زهره حسین زادگان  | 

 

تجدد آمرانه
‌(جامعه و دولت در عصر رضا شاه)

   
نويسنده : تورج اتابكي
مترجم : مهدي حقيقت خواه
موضوع : تاريخ
تاريخ چاپ : ۱۳۸۵
نوع جلد :

شوميز

شماره شابك :

964-311-617-4

قيمت : ۲۲۰۰۰ ريال
‌(جامعه و دولت در عصر رضا شاه)

PDF دریافت فایل

چكيده بيش از 200 سال است كه الگوي مدرنيت اروپايي در جامعه‌هاي غير اروپايي همچون تركيه و ايران تنها الگوي پذيرش مدرن‌سازي تلقي شده است. هر چند از آغاز قرن 20 به بعد، ژاپن نمونه الهام‌بخشي بوده است از اينكه يك كشور غير غربي چگونه مي‌تواند «به پاي غرب برسد‌» و حتي از آن پيشي بگيرد، تأثير آن به عنوان يك الگو به راستي محدود مانده است. عصر مدرنيت در اروپا سرآغاز دوره نويني بود كه در آن فرد واحد اساسي ساختارهاي جامعه مدرن محسوب مي‌شد، به جاي گروه يا جماعت كه واحد اساسي جامعه دهقاني بود. طبيعي است كه فردگرايي كه دربردارنده آزادي و خودمختاري فرد بود مرزبندي تازه‌اي به وجود آورد كه شامل ارتباط تازة فرد و حكومت بود. براساس اين ارتباط تازه، فرد در جامعه مدرن، دست‌كم بنا بر قاعده، ديگر رعيت يا عامل شاه يا كشيش، سلطان يا شيخ خاصي با اقتدار الهي يا آمرانه نبود، بلكه فرد بر مبناي قواعد عقلاني و غير شخصي‌اي عمل مي‌كرد كه به صورت قوانين عرضه مي‌شد. اعطاي حقوق سياسي و قضايي جديد، از جمله حق نمايندگي، در واقع نتيجه اين ارتباط تازه بود. پيدايش طبقه متوسط بازرگان و صنعتگر شهري پيوند جدايي ناپذيري با اين فردگرايي داشت. كتاب «تجدد آمرانه» شامل مقالاتي درباره جامعه و دولت در دوره رضا شاه، خلافت، روحانيت و جمهوريت در تركيه و ايران، ايران نو و زوال سياست‌هاي حزبي در دوره رضا شاه و چند مقاله ديگر است. اين كتاب براي اولين بار مسئله برخورد سنت و مدرنيتته را از زاويه‌اي جديد مي‌كاود و به ريشه‌هاي تجدد آمرانه يا مدرنيت از بالا مي‌پردازد.

 

 

ارسال نظرات جديد در مورد اين كتاب

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/24ساعت 9:53  توسط زهره حسین زادگان  | 

 

دین عامل بقای دموکراسی است
بايد براي خشكانيدن زمينه‌هاي خودكامگي و فزون‌خواهي چاره‌اي نو يافت 
 


رييس جمهور سابق كشورمان لزوم دستيابي به راهكاري نو در جهت انزواي خشونت و خشكانيدن زمينه‌هاي خودكامگي و فزون‌خواهي و نقد مطلق بيني و خودمداريدر كل جهان و حتي در جهان اسلام را مورد تاكيد قرار داد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي كه در کالج سن آنتوني دانشگاه آکسفورد سخن مي‌گفت با طرح اين سووال كه دموكراسي در جهان ما، از سوي كدام انديشه ها و نظرها تقويت و از سوي كدام انديشه ها و صاحبنظران تضعيف شده است؟، لزوم سخن گفتن درباب سكولاريزم را براي پاسخ به اين پرسش لازم برشمرد واظهار داشت:مي توان براي سكولاريزم معاني متعدد عامِ غيرتاريخي فرض كرد و آن ‏معاني را به همه جا و همه وقت تسري داد، اما غيرتاريخي كردنِ امري كه با ‏تمام وجود تاريخي است، اشتباهي است ،واضح!. 

وي با بيان اينكه سكولاريزم، تجربه‌ي فرهنگ و تمدن غربي است،اضافه كرد: دلايل اختصاص اين پديده به ‏غرب را كم و بيش همه مي دانيم. اصرار بر تسري سكولاريزم به نقاطي كه فاقد ‏زمينه‎‎هاي تاريخيِ پيدايشِ آن و فاقد علل سياسي و اجتماعي و مذهبي سكولاريزم ‏هستند، قبل از اينكه امري مطلوب و نامطلوب باشند، آشكارا غلط است.‏
رييس جمهور سابق كشورمان همچنين ادامه داد :سكولاريزم كه بيشتر و در اصل مخالفت با تئوكراسي مسيحي است، معلول آن نيز هست. منتهي معلولي كه با علت خود مخالف است. تخلف و مخالفتِ معلول از علت، در سياست و تحولات اجتماعي امري است مشهود و رايج.

گفت و گو بر سر مسائلي از اين دست در جهان ما، گريزناپذير است و گفت و گو ميانِ اسلام با غرب، وجه بارز اين ضرورت است.البته منظورم از اسلام هم آيين اسلام و هم جهان و تمدنِ اسلامي است و غرب نيز در نظرم عبارت از دين مسيحيت، جهان مسيحي و سكولاريزم است.
وي در عين حال خاطر نشان كرد: البته وجه ‏عرفي شده‌ي (‏Secular‏) جامعه غربي، وجه مهمي از هويت غرب است؛ اما كاهش ‏غرب به اين وجه، ما را از قبل در مقابل موانعي قرار مي دهد كه كار ‏به سامان رساندن هر چه زودترِ گفت وگو ميان اسلام و غرب را به تأخير ‏مي رساند. منظور از به سامان رساندن گفت و گو، كسب نتايجِ مشخص سياسي و ‏اجتماعي است؛ نتايجي كه مانع بروز خشونت، جنگ و خونريزي شود. اگر اين نتايج حاصل ‏شد، بحثهاي مفصل فلسفي و كلامي و جامعه شناختي را با فراغ بال مي توان ‏پيگيري كرد.
رييس موسسه‌ي بين المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در ادامه به مسألة دموكراسي و اين كه چگونه و در چه موقعيت هايي دمو كراسي مي تواند در پرتو دين تقويت شود ،پرداخت و گفت:خوب است امروز فکر کنيم چگونه دين مي تواند به پيشبرد دموکراسي کمک کند؟،

وي كه براي پاسخ به اين پرسش بر ضرورت تبيين نسبت ميان دين و دموكراسي و تفكيكِ مرزهاي آن از سكولاريسم تأكيد مي كرد، گفت: پاره اي از متون کلاسيک مربوط به سکولاريزم، با تأکيد بر تبعيد دين به عرصه‌ي خصوصي، عملاً دين را روياروي جامعه‌ي جديد و دموکراسي قرار داده‌اند. اين مسأله که با بسياري از تجربيات غرب نيز ناسازگار است، در جهان غيرغربي، به ويژه در جهان اسلام، نتايج نامطلوبي درپي داشته است.
رييس جمهور سابق كشورمان همچنين اظهار داشت:امروز اين ادعا كه تجربه‌ي برخي كشورهاي غربي در روند نيل به دموكراسي با برخي نظريه هاي كلاسيك تفاوت دارد، ادعاي گزافي نيست. بر خلاف باور برخي از فيلسوفان عصرِ روشنگري، عصر جديد نه تنها بر خاكستر قرون وسطي استوار نشده، بلكه به گفته‌ي مشهورِ راسل، دستاوردهاي عصر جديد بر دوش غولهاي بزرگي قرار داشته كه در قرون وسطي به وجود آمده اند. «اصالت فرد» و «عقلانيت غربي» - دو ميراث بزرگ عصر جديد- ، به واقع در آموزه هاي ديني ريشه دارند.


 

 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/23ساعت 13:31  توسط زهره حسین زادگان  | 

رييس کميسيون فرهنگي مجلس با محول کردن نقش اصلي جذب تورسيم به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، شرايط قانوني براي جذب گردشگر را مساعد توصيف کرد. 



عماد افروغ،
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ کتاب_ "عماد افروغ"، در گفتگو با خبرنگار بخش کتاب ميراث خبر گفت:« بودجه اصلي که در کشور براي جذب گردشگر درنظر گرفته مي شود، همان اعتباراتي است که در اختيار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار داده مي شود. بودجه هايي که تحت عنوان گردشگري در اختيار اين سازمان قرار مي گيرد و يا مجلس به اين سازمان اجازه مي دهد، زمينهايي را به قيمت منطقه اي در اختيار افراد علاقه مند به مساله توريسيم قرار دهد کمکهاي مستقيم و غيرمستقيمي است که در جهت جذب گردشگر صورت مي گيرد.»
وي درباره ارزيابي کميسيون فرهنگي از عملکرد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در جهت جذب تورسيم گفت:« اين مساله برمي گردد به بررسي عملکرد سازمان ميراث فرهنگي و بودجه تفصيلي که براي امر توسعه گردشگري در اختيار اين سازمان قرار گرفته است. در هر حال مسئولان مرتبط بايد چاره انديشي کنند تا برنامه هاي جذب تورسيم با سهولت و سرعت و البته دقت بيشتري انجام شود.»
رييس کميسيون فرهنگي درباره وضعيت بودجه مربوط به گردشگري در لايحه بودجه سال 86 گفت:« ما همچنان در حال بررسي بودجه هستيم اما هنوز جدول تطبيقي بودجه بخشهاي مختلف در اختيار ما قرار نگرفته و در اين زمينه فعلا نمي توانيم اظهارنظر دقيقي بکنيم.»
نماينده مردم تهران همچنين در پاسخ به اين سوال که از نظر کميسيون فرهنگي چه دستگاه هايي متولي اصلي صنعت توريسيم هستند، گفت:« غير از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري وقتي قرار است برنامه اي در زمينه توريسم اجرا شود، دستگاه هايي مثل سازمان محيط زيست و وزارت فرهنگ نيز دخيل مي شوند اما متولي اصلي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است.»
استاد دانشگاه صنعتي شريف درباره نقش ارشاد و رايزني هاي فرهنگي گفت:« اين مسائل مواردي است که نياز به تدابير قانوني جديد ندارد و برمي گردد به ابتکار و خلاقيت مديران فرهنگي کشور که هر کدام تا چه حدي در اين عرصه وارد شده و برنامه ريزي کنند. کسي دست مديران فرهنگي کشور را براي تحقق اهداف فرهنگي مختلف نبسته و بستر قانوني لازم در اين زمينه وجود دارد اما اين ديگر اختيار خود مديران است که وارد حوزه توريسم بشوند يا نشوند.»
افروغ در پاسخ به آخرين سوال خبرنگار ما مبني بر اينکه آيا عملياتي تنظيم شدن بودجه نمي تواند ابزاري را در اختيار کميسيون فرهنگي قرار دهد تا بواسطه آن از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و ديگر دستگاه هاي فرهنگي بخواهد در زمينه توريسم طرح ارايه کرده و اجرا نمايند و از آنها درخواست ارايه گزارش عملکرد کند، گفت:« خير، ما قادر به انجام اين کار نيستيم. ورود به عرصه تورسيم جزء وظايف قانوني وزير فرهنگ و ارشاد نيست و نمي توانيم وزير و ديگر مديران فرهنگي غير از سازمان ميراث فرهنگي را نسبت به عدم ورود به اين عرصه مورد سوال خود قرار دهيم.»
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/23ساعت 13:24  توسط زهره حسین زادگان  | 

پرتويي از اندیشه های مدیریتی

آیت الله العظمی شیرازی( رحمة الله عليه )

(1)

نوشته : مهندس مصطفى صادقى

ترجمه : كوثر صادقى

1- در حقيقت آنچه را که میتوان به صورت کلی در تعریف مدیریت( اعم از مدریت صحیح و نادرست ) بيان كرد اين است كه :

مديريت فرآيندى است دو جانبه - در يك جهت مدير و در جانب ديگر کارمندان و کارکنان - براي رسيدن به هدف مشخص. مديريت زماني صحيح ، درست ، دقيق مي باشد كه نيازمنديهاي اجتماع ، به عنوان ملاك و ركن حقيقى در نظر گرفته شود که در واقع آنچه انواع مدیریت ضعیف و قوی و درست و نادرست را از یکدیگر جدا می کند در بر داشتن و یا نداشتن ملاک نیاز مندیهای اجتماعی میباشد .

رعایت و مد نظر گرفتن نیا زمندیهای اجتماعی در انواع مدیریت اعم از سیاسی و اقتصادی و یا اجتماعی و نظامی و فرهنگی لازم الاجرا و ضروری میباشد .

بنابر این :مهمترین و اساسی ترین گام در اجرای یک مدیریت صحیح قوی و پویا ، شناسايى نیازمندیهای اجتماعی میباشد .

2- موفقیت و پیشرفت یک سازمان جز با در برداشتن مدیریت فعال و کارا و پیشرو با زمان تحقق نمی یابد

و هم چنین نکته ای که قابل ذکر و قابل اهمیت میباشد این است که همواره بقای یک سازمان و موفقیت آن به قدرت و مهارت مدیر بستگی دارد .

در نتیجه :

در کار و فعالیت پر جنب و جوش و فعال باشید و پیوسته در پی بالا بردن سطح علمی وعملی مدیریت خود باشید !

3- موفقیت در مدیریت و دست یافتن به یک مدیریت موفق و قوی و کارا آسان نیست بلکه بسیار سخت و دشوار است و بایستی بر پایه ای درست و دقیق بنا شده ، وهمواره بایستی چنین روندی را تا پایان راه به یاد داشته باشیم که هر دوی اینها نیازمند ویژگیهای خاص خود می باشد .

وارد گود شدن بدون داشتن مطالعه کافی و قدرت رقابت و پیش بینیهای لازم به منظور تغییرات ناگهانی وهم چنین هر گونه اقدام به منظور رشد وگسترش بدون توجه داشتن به امکانات و یا رشد بدون سرعت لازم از مهمترین عوامل ضعف مدیریتی بوده و مدیریت را ناکام خواهد گذاشت .

بنابراین :

در انتخاب نخستین گام نهایت دقت را داشته باشید و در ادامه راه نیز این روند را حفظ نمایید و به یاد داشته باشیم که درست بودن اولین گام مستلزم مطالعه دقیق و همه جانبه وهمچنین در نظر گرفتن پیش بینی های لازم می باشد .

4- همیشه تفاوت بسیاری بین آرمانها وواقعیتهای ممکن وجود دارد.

بنابراین :

واقع بین باشید چرا که آنچه که شما در سدد دست یافتن به آن هستید همواره آرمانی بوده در حالی که این واقعیت و حقایق هستند که که بایستی معیاری برای یک مدیر موفق باشد .

5- مدیریت نه تنها صرفا مجموعه ای از تئوريها و نظريات نيست بلكه مديريت مجموعه اي ازعلم وهنر وعمل مي باشد .علم مجموعه اى از قانون ها و تئوريها و اصول ومبانى مى باشد كه مدير بايستى آنها را درك كرده و هنر نيز كه جزئى از مديريت محسوب مى شود ارتباطى تنگاتنگ و متقابل با استعداد ذاتی و تجربه عملی و مهارت فردی دارد .

 

قدرت مدیریتی ظهور نمی یابد مگر بر پایه عمل و تجربه !

 

در حقیقت فراگیری تئوريهاى مديريتي بدون شيوه هاى كاركردى كار آيى نداشته و تنها ميتواند در امور مشاوره به نحوى مثمر ثمر باشد و هر شخصی که این تئوريها را بدون شيوه كاركردى فرا بگیرد تنها به منظور مشاوره در امور مدیریتی شایستگی و صلاحیت دارد .

اما حتی در زمینه مشاوره امور مدیریتی نیز کسی که علاوه بر اندوخته های تئورى و فرضيه ها داراى تجربه و به عبارتى سرمايه تجربى باشد از آگاهی بیشتری بر خوردار بوده و در نهایت در درجه اول قرار دارد .

بنابراین :

لازمه مديريت موفق: دانش ، هنر ، تجربه و عمل مى باشد .

6- کارگزاران نیز از جمله پایه های اساسی در ساختار یک سازمان هستند بنابر این بایستی به این جنبه نیز توجه کرده و مشکلات آنها را جدی گرفته چرا که ساختار هر سازمان به هر اندازه هم که از نظر تقسیم وظایف و صلاحیت ها و تقسیم نقشها و اختیارات و روابط بین نیروی انسانی سازمان یافته باشد اما نقش کارگزاران نقش مهم اساسی بوده که میتواند سوق دهنده امور به سوی کامیابی و یا ناکامی باشد.

بنابراین :

هیچ گاه تنها در عرصه مشخص کردن وظایف واختیارات و تقسیم نفش ها و روابط بین قوای مدیریتی بدون در نظر گرفتن نقش نیروی انسانی محو نشوید !

7- اختلافات ناشى در يك سازمان همواره به دليل نقصى در قوانين و يا سيستم هاى سازمانى نيست بلكه سر منشا اين گونه اختلافات می تواند عوامل دیگری هم چون اختلاف در آداب و رسوم و تفاوت فرهنگی مدیران و کارکنان و رشد یافتن در محیطهای متفاوت و مختلف و تفاوت نیازمندیها و تنوع آرزوها بین مدیران از یک جهت و کارکنان از جانب دیگر ، زمينه ساز بروز ز ظهور اين گونه اختلافات باشد .

بنابر این :

به هنگام بنای ساختار یک سازمان و مؤسسه بايستى تمامي اين عوامل را به عنوان بازوى ارتقا دهنده سازمان و هم چنین به منظور پیشگیری و یا رفع اختلافات سازمانی مورد توجه قرار داده و مدّ نظر داشت و در ايجاد تغييرات واقع بين باشيد !

8- مدير هر اندازه كه هنرمند باشد نمى تواند مجموعه عادات و آداب و رسوم نادرست را بوسيله سلسله اى از دستورات ادارى و يا فشار و يا اقداماتى انقلابى تغيير دهد.

بنابر اين :

صبور و شكيبا باشيد و گام های مثبت را به منظور تغییر تدریجی برداشته و از راههای مختلف هم چون تشویق و شرح و اقناع و مدارا و تکرار و الگو سازی در سدد ایجاد اینگونه تحولات و تغییرات باشید .

9- از جمله مشكلاتى كه امكان دارد هر سازمانى با آن مواجه شود وجود عده اى از همكاران و كاركنانى نامناسب به منظور كار سازمانى ايده آل و آرمانى است كه در عين حال نمى توان از آنها نيز چشم پوشی كرد .

بنابراين :

بايستى انعطاف پذیر بوده و به اصلاح سازمانی ( تجدید نظر ) بر اساس ظرفیتها و مرزها و موضع گیریها به گونه ای که با اصول و مبانی کار سازمانی ناسازگاری نداشته باشد و در محدود ترین چهار چوب ممکن بپردازييم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 11:29  توسط شهناز سراج  | 

-2-2- از لحاظ اقتصادي

    اين موانع كه خود عامل كند شدن توسعه اقتصادي هستند يعني هم عامل كمي توسعه اقتصادي و هم تجسم و تبلور نابساماني ساختارهاي فرهنگي جامعه هستند، از لحاظ كليت مفاهيم و تأثير متقابل فرهنگ و اقتصاد با توجه به ديد تفهمي و درايتي ماكس وبر و به استناد حكم «من لا معاش له لا معادله» كه هيچ تحول در تفكر و معنويت فرهنگي را بدون حل اين مسائل نمي‌توان انتظار داشت، از اين قرارند:

     فقر مادي اكثريت مردم، بدي توزيع درآمدها، حاكميت بازار كاپيتاليسم، وجود تكنولوژيهاي كهنه توليد، وجود مديريت‌هاي ضعيف و نالايق اقتصادي، سيطره اقتصاد خويشاوندي، بهدر رفتن سرمايه‌هاي موجود از طريق عدم كنترل آنها و فقدان كارآيي در تخصيص منابع، نبودن پس‌انداز لازم و انباست سرمايه داخلي و فرار سرمايه بر اثر نبودن فضاي اعتماد و اطمينان ميان افراد، تورم روزافزون كه بايد از آن بعنوان ا‌م‌الفساد اقتصادي ياد كرد، بدي ساختارهاي اقتصادي از قبيل كافي نبودن شبكه زيربنايي(مخصوصاً حمل و نقل، آموزش و پرورش، بهداشت، شبكه انتقال نيرو) وجود تنگناهاي متعدد حاكميت روح اقتصاد در سلطه‌گري و دلالي به ويژه در ارتباط با خارج كه درباره هر كدام مي‌توان منابع و مدرك كافي ارائه داد.

 

2-2-2- از لحاظ جامعه‌شناسي

     رشد طبقه جديدي از حاكميت و ايجاد نوعي طبقه ممتاز انحصارگرا كه همه تصميمگيري‌ را حق مسلم خود مي‌داند (در اين زمينه مي‌توان به تز قحط‌الرجال اشاره نمود) نبودن جامعه لياقت سالاري و غلط بودن معيارهاي گزينشي يا وجود معيارهاي گزينشي مبهم و غير قابل اندازه‌گيري[1] في‌المثل براي گزينش فلان مقام دولتي يا اجتماعي شركت فرد مورد نظر در مراسم خاص يا فلان صورت ظاهر شرط است.

     اگر اشتباه نكنم رواج سنتهاي كهن و ترويج گذشته‌گرايي، مثلاً براي از ميان بردن فقر، كمك داوطلبانه با عناوين مختلف ترويج مي‌شود (كه دراين زمينه مي‌توان به قلكهايي كه به شكل ابزار جنگي در طول جنگ تحميلي به دانش‌آموزان مقاطع مختلف تحصيلي داده مي‌شد يا جشن نيكوكاري يا صندوق صدقات كميته امداد اشاره كرد) در حاليكه با استقرار اقتصادي پويا و ايجاد شبكه گسترده بيمه‌‌هاي اجتماعي مي‌توان هم فقر را ريشه‌كن كرد و هم بهترين نوع كمك را از طريق آسايشگاهها و بيمارستانها و آموزشگاهها و بيمه بيكاري به افراد مستحق ارائه نمود. به جاي نوطلبي و آينده‌نگري اغلب الگوهاي سنتي ترويج مي‌شود. مثلاً در شيوه تدريس و تعليم و تربيت حوزه‌هاي علميه از همان روشهاي قديمي و موارد درسي كهن استفاده شود، در حاليكه حضرت امام (ره) بارها به لزوم تحول و احياء تفكر ديني تأكيد كرده‌اند. مصرف‌گرايي كه يادگار شوم قبل از انقلاب است هنوز هم به شدت رواج دارد و چشم و هم چشمي از بلاياي بزرگ اجتماعي است. در اين شرايط حاكميت داشتن تفكر و رفتار تبليغ سالاري به جاي فرهنگ سالاري و نبودن كثرت گرايي و پلوراليسم فرهنگي و كوششي براي استقرار يك سونگري و يك سوندايشي قابل ذكر است كه در اين مورد من فقط به شيوه سخنرانيهاي عمومي يكطرفه بدون طرح پرسش و پاسخ متقابل اشاره مي‌كنم كه نوعي حركت فكري به اصطلاح تنها به قاضي رفتن را در شنونده القاء مي‌كند. مجموع اين عوامل سبب مي‌شوند كه به جاي كارايي و ابتكار و خلاقيت فردي و شكار استعدادهاي نخبه و كمياب، انگيزه‌هاي نادرست به كار مي‌افتند (مثل فرصت طلبي) و افراد كم استعداد و كم‌توان به كارهاي عمده گمارده مي‌شوند.

 



[1] - به عنوان نمونه مي‌توان به نكته‌اي كه حاج آقا قرائتي در درسهايي از قرآن در همين زمينه مطرح نمود اشاره كرد. ايشان ميگفتند كه در جلسه گزينشي كه خود حضور داشتند، گزينشگر از طرف مقابل سؤال نموده كه در روز قدس چه چيزي خورده است و فرد گفته است كه فلان غذا؛ در صورتي كه روز قدس آخزين روز ماه مبارك است و فرد طبق دستورات شرعي ميبايست روزه باشد و اين به قول حاج اقا قرائتي نوعي بدانديشي است كه حتي فرا را نسبت به اعتقادات ديني بدبين مي‌سازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت 10:47  توسط شهناز سراج  | 

جایگاه عوامل فرهنگی در توسعه اقتصادی

مقدمه

     نقطه آغاز حركت جامعه در مدلهاي ليبراليستي توسعه، فرد است. كه مي‌بايست بينش، رفتار و برداشت وي از جهان و پديده‌هايش تغيير يابد و ديدگاههاي سنتي خود را كنار بگذارد. به بيان ديگر براي توسعه ابتدا بايد انسان توسعه يافته داشته باشيم، امري كه ماكس وبر در كتاب خود «اخلاق پروتستان و روح سرمايه‌داري» آنرا ناشي از تحولات بنيادي در برداشتهاي سنتي و جزمي از دين در قالب پرتستانزيم مي‌داند، كه به نوبه خود فرهنگ جوامع غربي را متحول ساخت، پيامد اين دگرگوني فرهنگي ظهور عقل‌گرايي و ورود محاسبه و ديدكاربردي در روابط و مناسبات انساني بود كه در ساختار اقتصادي سياسي ظاهر گشت. ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چگونه اين فرهنگ جديد توانست حركت در سير توسعه را هموار سازد؟ يا به تعبير ديگر جايگاه عوامل فرهنگي در توسعه اقتصادي چيست؟

     مطالعه روند توسعه در كشورهاي غربي از ارتباط متقابل حوزه‌هاي فرهنگ، اقتصاد و سياست و تركيب منطقي و به هنجار اين عناصر خبر مي‌دهد. در اين ميان عنصر فرهنگ با اشاعه روع علاقه به كار، فعاليت دنيوي و دقت و نظم در انجام وظايف شغلي، بستر و زمينه لازم را جهت رشد اقتصادي مهيا ساخت و توسعه به شكل عيني متبلور گرديد، بر اين اساس مي‌توان نتيجه گرفت «فرهنگ محصول بسط تفكر و تفكر ماحصل بسط فرهنگ است» ايده‌اي كه به طور جدي در اين مقاله مورد توجه قرار گرفت و محصور اساسي بحث را تشكيل مي‌دهد.

     اين در حالي است كه پيوستگي متقابل زيرساختهاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي در كشورهاي توسعه نيافته به مراتب ضعيف‌تر و در برخي موارد در تضاد بنيادين با يكديگر قرار دارند. ساخت نامتجانس فرهنگي و اقتصادي‌تر و در برخي موارد در تضاد بنيادين با يكديگر قرار دارند. ساخت نامتجانس فرهنگي و اقتصادي و بيگانگي موجود ميان اين دو حزه كه نشأت گرفته از ارزشهاي حاكم بر اين گونه جوامع از يكسو و روشهاي اتخاذ شده اقتصادي مهم از الگوهاي غربي از سوي ديگر است، جهان سوم را با شكل ساختاري عمده‌اي روبرو ساخته كه در درجه اول معلول ركود و ناتواني فرهنگي اين جوامع در ايجاد يك تأسيس و نظام اقتصادي بر پايه ارزشهاي فرهنگي و ملي است.

    شايد بتوان گفت كه اقتصاد جهان سوم حكم لباس عاريه‌اي را دارد كه بر قامت فرهنگ اين جوامع و با هزاران وصله و پينه قادر نيست، كلاغهاي تجارت و مبادله نابرابر خارجي، عوارض و صدمات ناشي از استعمار، نقش محدود در تقسيم كار بين‌المللي و نهايتاً لطمات ناشي از مخالفين داخلي را مرتفع و متواري سازد.

     بديهي است مطالب ارائه شده به نوعي بيانگر اهميت بافت داخلي در توسعه اقتصادي است. بدون شك بافت داخلي كشورها از متغيرهاي مستقل و مهم در رشد و به ويژه توسعه اقتصادي محسوب مي‌شود. بررسي بافت يا ساختار داخلي كشورها، اين نكته را روشن مي‌سازد كه ساختار سياسي و فرهنگي بايد تقويت كننده، هموار كننده و حامي توسعه اقتصادي باشد. حال يك جامعه هرچه دقيق‌تر، عميق‌تر و سريع‌تر به چنين اتحاد و آرمان داخلي دست يابد با استحكام بيشتري مي‌تواند به حركت طبيعي و انتخابي خود ادامه دهد. بر همين مبنا مندرجات اين مقاله در چهار بخش عرضه مي‌شود.

     بخش نخست به بررسي تأثير متقابل فرهنگ و اقتصاد با توجه به ديد تفهمي و درايتي ماكس وبر مي‌پردازد، ميدان عملياتي اين بررسي جوامع غربي است.

     دربخش دوم ضمن بيان تمايز تجربيات شمال و جنوب، با قرار دادن ابعاد زماني و مكاني در داخل كشور، موانع فرهنگي موجود بر سر راه توسعه اقتصادي به بحث گذاشته مي‌شود.

     بخش سوم با توجه به وضع فعلي، تضادهاي موجود و ويژگيهاي فرهنگ علمي و عمومي تشريح مي‌گردد. ارائه راه‌كارهاي پيشنهادي بخش چهارم و پاياني اين مقاله را تشكيل مي‌دهد.

     به اميد روي كه طنين آيه شريف «فبشر عبادالذين يستمعون‌القول و فيتبعون احسنه اولئك الذين هدايهم الله و اولئك هم الوالباب» زنگار هرگونه جزم انديشي، تعصب  تجهز را از ذهن و حافظه تاريخي كشور و ملتمان بزدايد و شعار قرآني «و ليس الانسان الاماسعي» مبدل به سرودي شود كه زن و مرد، پيرو جوان هر روز در صبحگاه مشترك زندگي و در صفوفي يكپارچه در دبستان كار و انديشه، يكدل و يكصدا، آنرا به اجرا گذارند. انشاءالله


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت 10:32  توسط شهناز سراج  | 

" نگاهی کوتاه به اصول و مباني مهندسي فرهنگي،با رویکرد اسلامی علوی  

"امام خميني به همه فهماند كه عليوار زيستن تا مرز عصمت پيش رفتن، افسانه نيست "

(مقام معظم رهبري)

مقدمه:

 

در جوامعی که بین فرهنگ موجود و فرهنگ مطلوب تفاوتهایی وجود داشته باشد با تعیین نقاط هدف مبتنی بر ارزشهای این مرز و بوم نیاز به مهندسی حس میشود، همچنین بر اساس قانون برنامه چهارم دولت برنامه توسعه که دولت را ملزم به صیانت از هویت و فرهنگ اسلامی می کند ، مسئولان و مدیران فرهنگی موظف به صیانت فرهنگ اسلامی و اجرای آن می باشند

 

در همین راستا مهندسی فرهنگی باید بتواند مفاهیمی چون ، استراتژی مقابله ، جهانی سازی ، آسیب شناسی ، تاویل و تفسیر گوناگون از مفاهیم فرهنگی و .... را باز کند و با مفاهیمی روشن روان با مردم سخن گفت تا راحتر بتوان هویت ایرانی اسلامی را در ذهن جوانان آشکار کرد.

  در بیان عوامل اصلی ایجاد مهندسی فرهنگ ابتدا باید به تعاملات فرهنگی ، به هویت فرهنگی و بحرانهای هویت اشاره نمود.

برای مثال بهتر است این را بیان کنیم که همه نظامهای اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، نظامی و امنیتی  در تعامل هستند، ولی آیا میتوان که فرهنگ یک ملت در کنار دیگر نظامها به فعالیت خود می پردازد یا بهتر این است که بگویم که فرهنگ اساس توسعه است اساس اقتصاد شکوفا و پایه ریزی فرهنگ سالم برا ی حفظ تمامیت ارضی و امنیت کشور و خلاصه برآمد همه نظامها است .

اگر فرهنگ اصیل ما برای جامعه تعریف درستی نداشته باشد همه ارکان جامعه دچار سستی و رخوت خواهد شد یاید  برنامه های برا ی آشنایی به هویت اجتماعی ، هویت تاریخی قومی و اقتصادی انجام گیرد تا در سایه آن بتوان به خلق الگوهایی جمعی و مشترک و مستمر و در نهایت مفید فایده برای جامعه باشد دست یافت

 

کلید واژه ها: مهندسی فرهنگ ، حکومت علوی ، فرهنگ ، جامعه

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهی به مشخصات تاریخ ایران

شرایط جغرافیایی ایران به گونه‌ای است که تاریخ آن به طور دائمی طی قرون متمادی شاهد جنگهای کوچک و بزرگ بوده است. پتانسیلهای پراکندگی زیستی و موقعیت ژئوپولتیک باعث ایجاد ساختار سیاسی خاصی در ایران شده است که مهمترین آن را می‌توان به صورت حکومتهای قبیله‌ای و محلی ناپایدار بیان کرد. این ناپایداری هم ناشی از جنگهای دائمی بین حکومتهای محلی همسایه بوده و هم ناشی از تعامل دائمی بخش جمعیت غیرساکن (عشایر) و جمعیت ساکن (شهر و روستا) و هم ناشی از درگیری حکومتهای محلی حاشیه‌ای با دولتهای متمرکز بوده است. اگــر بــه شرایط فوق چند هجوم ویگرانگر بزرگ را اضافه کنیم ، تصوری که از تــاریخ ایـــران بدست .

 گفته شد بی ثباتی و ناامنی ناشی از جنگهای کوچک و بزرگ و هجوم های ویرانگر، مهمترین مشخصه‌های تاریخ ایران بوده‌اند. فرهنگ متناسب و یا به بیان بهتر، ناشی از این شرایط، نمی‌تواند شامل باورهایی باشد که انسانها را به تلاش برای کسب سعادت و رفاه تشویق کند. چرا که هرگونه مال و یا مقام و حتی علم در معرض آسیب بوده و با سرعت از بین رفته و یا بی ثمر می شود. حتی جان صاحبان آن نیز در معرض خطر قرار می‌گیرد. از طرف دیگر هرگونه تشویق به کسب دنیا (مال و مقام) در دل خود آتش جنگ و بی ثباتی و ناامنی را می‌پروراند. همچنین وارستگی و آزادگی از دنیا برای صاحبان قدرت و ثروت گرایش به آرامش و عدم تجاوز و تعدی بوجود می آورد.
برای ارضاء کمال‌جویی انسانها بخصوص نخبگان و سرآمدان راهی که پیش بینی شده است؛ این است ،جهش‌های روحی که بدون پیش نیازهای متعدد و پیچیده و خارج از کنترل فردی انسانها، قابل انجام باشد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت 10:25  توسط شهناز سراج  | 

دانی که چرا کعبه حق گشته سیه پوش

یعنی که خـدا نیز عزا دار حسـین اسـت

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 8:36  توسط مسعود حداد  | 

 

"آشنایی با نظم نوین جهانی در هزاره سوم  "

برداشتی از کتاب ارزشمند عصر اطلاعات

نوشته پروفسور مانوئل کاستلز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 8:20  توسط مسعود حداد  | 

 

جانشین پروری و استعداد یابی

مقدمه:

 

          زمانيكه تعدادي از فرماندهان رده بالاي نظامي يا مديران ارشد اجرايي در اثر سانحه طبيعي يا حوادث جاده اي يا سقوط هواپيما  از بين مي روند بسياري از سازمانهاي ذيربط به شدت دچار شوك و مشكل مي گردند و اينگونه حوادث برنامه هاي تربيت براي جانشين مديران را به طور موقت در معرض توجه و حساسيت قرار مي دهد اما معمولاً مديران وقتي در اوج بوده و با مشكل مواجه نيستند از فكر كردن در مورد جانشين خود طفره رفته و آن را به بعد موكول مي كنند و پس از حادثه اي مشابه فوق ،‌تلاش هاي مديران منابع انساني براي جلب توجه سازمان به مقوله مهم جانشين پروري آغاز مي شود اما اين تلاش ها با ورود فشارهاي كاري و مرور زمان به تدريج زايل مي گردد.

 

        امروزه نياز به نيروي انساني متخصص و مديران لايق ، به طور جدي تر و دقيق تر مشهود مي باشدو هزينه هاي مربوط به يافتن و استخدام مديران از خارج سازمان به شدت رو به افزايش است و در داخل سازمانها  نيز برنامه اي براي پرورش مديران  آينده وجود ندارد و بي توجهي به برنامه هاي تربيت جايگزين مديران مي تواند مانند بمب ساعتي مخربي باشد كه در آينده منفجر خواهد شد و با بررسي هاي به عمل آمده اكثر شركت هاي امروزي با خروج و ريزش رده هاي مديريت اجرايي خود در چند سال آينده ، مطمئن نيستند كه بتوانند جايگزين هاي مناسبي را بيابند و به نظر مي رسد غالب مديران ارشد اجرايي براي پر كردن هيئت مديره سازمانشان از افراد مستعد و شايسته با مشكل جدي و مزمن مواجه مي باشند لذا ايجاب مي نمايد  تا مديران  موفق و آينده نگر  تفكر مستمر در مورد پرورش يا استخدام افراد مستعد و شايسته را سرلوحه كاري خود قرار دهند.                                                                                                            

       در يك فرآيند جدي و منظم مي توان هر سال يك يادو بار به امور مربوط به پرورش و جايگزين مديران توجه نمود اين فرآيند شامل توجه همزمان  به نيازهاي سازمان در مورد مديران جديد از يكسو و بررسي استعدادهاي موجود از سوي ديگر است و يافتن افراد مناسب براي جايگزيني يكي از مشكلات جدي اين فرآيند است. البته با شناسائي استعدادهاي موجود سازمانها و مورد توجه قراردادن آنان ، مي توان بخش اعظمي از فقدان افراد مناسب براي جايگزيني مديران و خطير بودن اين مشكل براي آينده سازمانها را   برطرف نمود.

          در بسياري از سازمانها تقصير اصلي در مورد كمبود جايگزيني براي مديران ،‌متوجه سياست هاي كوچك سازي سازمانها و از بين بردن لايه هاي مديران مياني مي باشد و اهميت اين لايه ها در برنامه هاي مهندسي مجدد ساختارهاي سازماني مورد غفلت قرار مي گيرد در نتيجه اين سياست ها ، ‌امروزه افراد داراي تفكر ، ‌مسئوليت پذير ،‌مستقل و مبتكر كه از عهده تصميمات سريع و مهم برمي آيند ،‌كمياب و به شدت مورد تقاضاي سازمان ها هستند اين در حالي است كه هزينه استخدام مديراز خارج سازمان به شدت بالاست و با بررسي هاي به عمل آمده هزينه هاي سال اول استخدام و توجيه و پرورش يك مدير خارج از سازمان شامل هزينه هاي يافتن فرد مورد نظر ،‌آموزش و پرورش او و هزينه فرصت هايي كه تا زمان توجيه و استقرار كامل و تمام عيار او از دست مي رود چندين برابر هزينه هايي است  كه صرف آموزش يك جايگزين مدير داخل سازمان مي شود البته وفاداري چنين مديراني به سازمان نيز در چنين شرايطي چندان مطلوب نخواهدبود و يك بررسي حاكي از آن است كه مديران به دليل نداشتن وفاداري كامل در طي مسير رشد شغلي خود چندين بار تغيير شغل و سازمان مي دهند و اغلب آنان همواره درصدد يافتن فرصت هاي شغلي مطلوب تري هستند.

 

          شيوه ها و راه حل هاي قديمي در سازمانهاي پيچيده امروزي كارايي ندارند بنابراين بايد برنامه ريزان منابع انساني  در جستجوي شيوه هاي جديد براي يافتن و پرورش مديران باشند تا براي روند جهاني شدن و شرايط ناشي از تحولات 10 سال اخير سازمانها مناسب باشند. شرايط احراز تصدي پست هاي مديريتي در سال هاي اخير به سرعت تغيير كرده و اكثر سازمانها نتوانسته اند همپاي آن ، افراد را آماده كنند در واقع ضرورت توجه به عمليات اجرايي، ‌سازمانها را از پرداختن به رويكردي استراتژيك در اين مورد بازداشته است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/01ساعت 9:25  توسط شهناز سراج  |