|
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت فرهنگی ورودی 84 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
|
|
|
|
||||
|
درغروب آخرین شب زمستان ، زمستانی که سرشار بود، از بوی خوب برف و باران زمستانی که درکوچه های تنهاییش تنها امید بهار بود و رویشی دوباره، دوباره از نو بنا شدن ، شکوفه شدن ، باز دوباره به آسمان ،به خدا رسیدن ،در عشق معشوق فنا شدن ، و باز از دور صدای خوب بهار است که مرا به خود می خواند ، و باز بوی سبز چمن های مانده در حرمت اندیشه های گنگ و مبهم ، و باز بوی لاله های وحشی که در تمامی کوهستان های استوار برجا مانده در تنهایی و غربت دوردستهای بی نشان، و باز بهار...................... و باز بوی خوب بنا شدن ، و باز.............. باز هم بوی تو که مرا در این غربت بی آسمان به تو رساند ......... به امید بهترین ها و به امید بودنی دوباره برای شما با آروزی سالی سرشار ا زبوی خوب خدا مشهد مقدس - ساعت ۲۱ شامگاه بیست و هشتم اسفند ماه ۱۳۸۵ ص - الف
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نترسید ! داستان کوتاه انگلیسی است . برای تقویت زبان خوبس. The glass top coffin ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سهم بزرگ تئوری کنفوسیوس برای گنجینه افکار بشر ، تئوری آموزش آن است . معتبرترین افکار کنفوسیوس افکار آموزشی او است. 75 نفر گیرندگان جایزه نوبل از کشورهای غرب پس از تشکیل جلسه ای مشورتی در اعلامیه ای اعلام کردند که اگر بشر در قرن 21 بخواهد ادامه زیست دهد و از بحران و بی نظمی جهان جلوگیری کند ، باید به اخلاق و عقل کنفوسیوس قبل از 2500 سال برگردد . در سال 1996 ، " کمیسیون آموزش و پرورش بین المللی در قرن 21" گزارشی را که توسط دانشمندان و متخصصین معتبر 15 کشور به مدت 3 سال تهیه شده بود را به سازمان یونسکو تقدیم کرد و 4 ستون بزرگ آموزش و پرورش معاصر یعنی " یاد گرفتن دانش، یادگرفتن کار، یاد گرفتن زیست و یاد گرفتن زندگی مشترک" را به طور منظم تشریح نمود. سند مهم " آموزش و پرورش" که علامت مهم توانایی آموزشی معاصر تلقی شده، اقدام اساسی این کمیسیون در جهت حل و فصل مشکلات و بحران های جهان محسوب می شد. این گزارش با اعلامیه 75 نفر گیرندگان جایزه نوبل خیلی شبیه بود و همه به بازگشت به اخلاق و عقل کنفوسیوس توصیه کرده بودند. اخلاق و عقل کنفوسیوس سیستمی از آموزش و پرورش است که برای تنظیم روابط بدن با دل، انسان با انسان ، انسان با جامعه ، انسان با طبیعت ، انسان با کیهان ، براساس اصولی که تربیت اخلاقی را در مرکز قرار داده ، ایجاد شده بود. چانگ یان جون ( chang yan jun ) ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
ميشل فوكو فيلسوف اجتماعي فرانسه، يكي از انديشمنداني ميباشد كه توجه ويژهاي نسبت به انقلاب اسلامي ايران نشان داده است. اين فيلسوف بزرگ عالم غرب، كه هيچگونه پيوندي با مردم ايران نداشت، قبل از پيروزي انقلاب به حمايت از انقلاب و مردم ايران برميخيزد؛ اما درست بعد از پيروزي انقلاب مطالبي از او منتشر ميشود كه ظاهراً نشان ميدهد نظر او نسبت به اين انقلاب تغيير كرده است. فوكو در كوران مبارزات انقلابي مردم ايران و به درخواست يك نشريه ايتاليايي، روزنامه مشهور «كورير دلا سرا»1 طي دو مسافرت در سال 1357 از 25 شهريور تا 2 مهر و 17 تا 24 آبان به تهران آمده است. او در مدت اقامت خود در ايران، نُه مقاله با عناوين گويا و جالب توجه براي اين روزنامه ارسال ميدارد: «ارتش، زماني كه زمين ميلرزد»، «شاه صد سال دير آمده است»، «تهران دين بر ضد شاه»، «ايرانيها چه رؤيايي در سر دارند؟»، «شورش با دست خالي»، «آزمون مخالفان»، «شورش ايران روي نوار ضبط صوت پخش مي شود» و «رهبر اسطورهاي شورش ايران». مقالههاي مذكور در مهرماه 1365 در مجله «لونوول ابزرواتور»2 نشريه فرانسوي نيز تحت عنوان «ايرانيان چه رؤيايي در سر دارند؟» به چاپ رسيد. مصاحبهاي نيز توسط خانم «كلر بريير» و «پيير بلانشه» با ميشل فوكو در خصوص انقلاب ايران صورت گرفت، كه در سال 1979 در پاريس به چاپ رسيد؛ ترجمه فارسي آن نيز تحت عنوان «ايران روح يك جهان بيروح» به همراه 9 مصاحبه ديگر در ايران نيز چاپ شد. فوكو بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، «نامه سرگشادهاي به مهدي بازرگان» و مقالهاي استفهامي تحت عنوان «طغيان بيحاصل»3 در انتقاد از عملكرد جمهوري اسلامي، منتشر نمود. فوكو در دو نوبت به حملاتي كه عليه او در نشريات صورت گرفت پاسخ داد: «پاسخ به يك خواننده زن ايراني»4 و «پاسخ به ميشل فوكو و ايران»5 عناوين جوابيههاي فوكو به كساني است كه او را متهم به طرفداري از انقلاب ايران نموده و به او اعتراض كردهاند. با توجه به مطالب فوق لازم است: 1. با كاوش در انديشههاي وي به كشف علت حمايت اوليه او از انقلاب ايران برآييم؛ 2. بررسي شود كه آيا او از نظرات اوليه خود درباره انقلاب اسلامي ايران عدول كرده است يا نه؛ 3. با تأمل در انديشههاي اين متفكر آيا ميتوان جايگاه نظري خاصي در تفكر پستمدرن غرب براي اين انقلاب در نظر گرفت؟ رضا رمضان نرگسي ادامه مطلب |
|||||
|
|||||