تبليغاتX
مدیریت فرهنگی
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت فرهنگی ورودی 84 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

خبرگزاري فارس: معاونت سينمايي طي نامه‌اي به رايزن فرهنگي دولت فرانسه در ايران، اعتراض رسمي خود به نمايش فيلم ضد ايراني «پرسپوليس» در كن اعلام كرد.

 

به گزارش خبرگزاري فارس، روابط عمومي معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در واكنش به خبر «پرسپوليس روايتي تلخ از ايران در جشنواره كن» كه روز گذشته در خبرگزاري فارس منتشر شد اعلام كرد: مديريت امور بين الملل بنياد سينمايي فارابي كه مسئوليت حمايت از بين الملل سينماي ايران را عهده دار است، يك ماه پيش، پس از اطلاع از انتخاب فيلم انيميشن "پرسپوليس " در جشنواره فيلم كن ، مراتب اعتراض شديد مديريت سينماي كشور در خصوص انتخاب و نمايش اين فيلم در جشنواره مذكور را به صورت كتبي با امضاي مدير عامل بنياد سينمايي فارابي به رايزن فرهنگي دولت فرانسه در ايران منعكس نموده است.
روابط عمومي معاونت سينمايي همچنين اعلام كرد متن نامه اعتراض آميز سينماي ايران امروز از سوي روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي در اختيار رسانه ها قرار مي‌گيرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/30ساعت 14:3  توسط سید امیر حسین مدنی  | 

 

 

خبرگزاري فارس: فيلم «پرسپوليس» به كارگرداني «مرجانه ساتراپي» كه در بخش رقابتي شصتمين جشنواره فيلم كن به نمايش درخواهد آمد، روايت تلخ و سياهي را از انقلاب اسلامي تصوير كرده است.

به گزارش خبرنگار فارس، فيلم كارتوني «پرسپوليس» اگرچه به ادعاي كارگردانش فيلمي كاملا بيطرفانه است ولي در قالبي سياه و سفيد سعي كرده تا انقلاب اسلامي را رويدادي تلخ وسياه معرفي كند كه مردم ايران را به مردمي افسرده و دل شكسته تبديل كرده است.
اين فيلم كه براساس دو كتاب مصور «ساتراپي»، توسط خود او و با همكاري «ونسان پارونو»، فيلمساز فرانسوي ساخته شده است، تصويرگر خاطرات دختري چهارده ساله سركشي است كه به ادعاي سازنده فيلم، پس از انقلاب اسلامي، ناگهان خود را در تهراني كاملا سنتي و مذهبي مي‌يابد و او كه نمي‌تواند با وضع موجود خود را تطبيق دهد توسط والدينش به وين فرستاده مي‌شود و تازه پس از استقرار خود در كشوري ديگر و رويارويي با فرهنگي جديد درمي‌يابد كه در كشورش چه دروغ بزرگي به اسم حقيقت در حال وقوع است!
كارگردان اين فيلم ضد ايراني در رسانه‌هاي مختلف غربي مصاحبه كرده و در اين مصاحبه ضمن تاييد اين مطلب كه اين دو كتاب در واقع روايت واقعي زندگي خود اوست، از وقايعي كه در ايران پس از انقلاب و پس از جنگ ايران و عراق به وقوع پيوسته ابراز نگراني كرده و مردم ايران را مردم نااميد و ترسان از بيان حقيقت معرفي كرده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/30ساعت 14:2  توسط سید امیر حسین مدنی  | 

دكتر اميربهرام عرب احمدي

طي دو ماه گذشته سينماهاي بسياري از كشورهاي جهان مخصوصا ايالات متحده آمريكا و اروپا شاهد نمايش فيلمي به نام «300» بوده‌اند كه توسط شركت برادران وارنر در هاليوود ساخته شده است و فروش بالاي آن همچنان ادامه دارد.

اين فيلم كه بر اساس كتاب فرانك ميلر رمان نويس مشهور تهيه شده، داستان مقاومت گروه كوچكي از يونانيان در تنگه ترموپيل را دستمايه اصلي خود قرار داده است. موضوع فيلم «300» لشگركشي سپاهيان ايران در دوره پادشاهي خشايارشاه به يونان است كه منجر به ورود سپاهيان ايران به قلب سرزمين يونان و به آتش كشيدن شدن آتن مي‌شود. در نهايت نيز پس از برآورده شدن اهداف خود كه همانا تنبيه يونانيان و تلافي دسيسه‌هاي آنان در عصر پدرش داريوش هخامنشي كه منجر به آتش كشيده شدن شهر سارد مركز ايالت ليديه در آسياي صغير ( از متصرفات ايران عصر هخامنشي) بود، به ايران بازگشت. البته بخشي از لشگريان ايران خصوصا كشتي‌هاي جنگي هخامنشي در اين جنگ كه به سالامين معروف گشته است به دليل موقعيت نامناسب جغرافيايي از ناوهاي جنگي يونانيان شكست خوردند و اين امر با بزرگ نمايي يوناني به شكست ايرانيان در مقابل يوناني‌ها معروف گرديده است با اين حال همان گونه كه اشاره شد پادشاه هخامنشي كه حتي شنيدن نام او لرزه بر اندام يونانيان مي‌انداخت اهداف خود را در اين سفر جنگي تامين شده ديد و اين شكست كه پس از فتح آتن پديد آمد تاثير چنداني بر روحيه شاه وارد نياورد و او پيروزمندانه رهسپار كشور خود گشت.

فيلم «300» كه با اهدافي كينه توزانه و به قصد تحقير و توهين ايران و ايرانيان در عهد باستان ساخته شده است فيلمي يكسويه عليه عظمت و شكوه ايران عصر هخامنشي و در دوره‌اي است كه ايرانيان پرچمدار و مشعله‌دار تمدن و فرهنگ جهاني بودند و جداي از تنها ابرقدرت جهان آن روزگار در زمينه‌هاي گوناگون فرهنگي هنري نيز يگانه روزگار خويش محسوب مي‌شدند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/24ساعت 16:45  توسط سید امیر حسین مدنی  | 

فصل اول

انديشه امام، مؤيد انقلابي استثنايي

اساساً ريشه اين واقعيت مهم را كه: «انقلاب اسلامي ايران در ذات خود هيچ شباهتي با انقلاب‌هاي ديگري كه در قرن حاضر به وقوع پيوسته نداشته است» بايد در پيوند انفكاك‌ناپذير انقلاب اسلامي و حضرت امام خميني جست‌وجو نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/23ساعت 0:10  توسط حمید رضا قمی  | 

سلام

 هفته گدشته در اداره یک سری کلاس کارگاهی برای همکاران گذشته بودند  که بااینکه کوتاه بود ولی بسیار مفید و ارزشمند بود

دکتر باران دوست در سر کلاس مباحثی را مطرح و به بحث گذشته بودند که خیلی مفید بود به همین دلیل تصمیم گرفتم بعضی از نکاتی که  مهم بودند را برای شما عزیزان روی وبلاگ بریزم امیداوارم شما نیز از آنها استفاده کنید.:

مديريت تعارض

دکتر رامبد باران دوست

barandoust@yahoo.com

ارديبهشت 1386

 

روندهاي عمده اي که تعارض را اجتناب نا‌پذير مي‌سازد:

    nتغيير هاي مستمر

    nتنوع بيشتر ترکيب کارکنان

    nکارهاي تيمي بيشتر

    nارتباطات چهره به چهره کمتر

    nاقتصاد جهاني با مبادله هاي ميان فرهنگي بيشتر

 

تعريف تعارض

     nلغت تعارض به معني رقابت، ضديت، ناسازگاري، وفق نا‌‌پذ‌يري و... بکار مي‌رود.

     nاز نظر مفهومي تعارض وضعيتي است اجتماعي که در آن دو يا چند نفر در‌باره موضوعات اساسي مربوط به سازمان يا با هم توافق ندارند يا نسبت به هم قدري خشونت نشان مي‌دهند.

n     تعارض فر‌ا‌گردي است که در آن تلاش عمدي فرد الف براي خنثي سازي تلاشهاي فرد ب از طريق نوعي مانع تراشي، به عجز و ناکامي شخص ب در دستيابي به هدفها يا افزايش منافعش منجر مي‌شود.

ماهيت تعارض

سير تکاملي انديشه تعارض

    nديدگاه سنتي

تعارض بد است و بار منفي دارد. حتي‌‌ا‌‌لمقد‌‌‌و‌ر بايد از آن دوري جست و‌ در صورت بروز بايستي متوقف شود.

    nديدگاه روابط انساني

وجود تعارض در گروهها و سازمانها يک امر طبيعي است که مي‌تواند بصورت يک نيروي مثبت در‌آيد.

    nديدگاه تعاملي

نه تنها تعارض در گروه يک نيروي مثبت است بلکه وجود آن يک امر لازم و ضروري است و باعث افزايش اثر بخشي و موقعيت گروه مي‌شود.

 

تعارض احساسي/ عاطفي

 

مدل رويداد ضمني نقش

2. ابهام در نقش

 

به عدم اطمينان يا عدم وجود يا عدم وضوح انتظارات جانبي از يك نقش گفته مي شود.

 

ابهام شديد در نقش مانند تعارض در نقش سبب تنيدگي و رفتارهاي انطباقي مي گردد. رفتارهاي انطباقي شامل:

1.رفتار تهاجمي و ارتباطات خصمانه

2. عقب نشيني

3. تلاش براي نزديك شدن به واگذاركنندگان نقش به منظور حل مسائل بصورت مشاركتي.

3. تعارض شخصيتي

مخالفت ميان فردي مبتني بر عدم توافق يا خشنودي شخصي افراد نسبت به يكديگر است.

چگونگي برخورد با تعارضهاي شخصيتي

واکنشهاي دفاعي ناشي از تعارض شخصيتي

رفتارهاي پيچيده و  چگونگي غلبه بر آن

پيش‌فرضهاي اساسي سه‌گا‌نه نسبت به تعارض و مديريت آن

علل تعارض در سازمانها

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/18ساعت 16:41  توسط شهناز سراج  | 

تهاجم فرهنگي  ريشه ها شيوه ها  و روشهاي مقابله با آن

تهاجم فرهنگي بر خلاف ظاهر ساده آن ، مفهومي عميق و پيچيده دارد و هدف نهايي آن از بين بردن خلوص يك آيين وتمدن و وارد كردن عناصر بيگانه و انحراف آن است .
تهاجم فرهنگي پديده اي برنامه ريزي شده محسوب مي شود كه متأسفانه برخي آن را توهم مي پندارند و شايد عدم آگاهي از جريانات مرموز تأثير گذار در تهاجم يا ساده انگاري ، منشأ اين تصور باشد .
تهاجم فرهنگي بنا به نگرش عميق و فرمايش دقيق مقام معظم رهبري حضرت آيت ا.. خامنه اي تهاجم فرهنگي نيست بلكه شبيخون فرهنگي است كه دشمن به رهبري آمريكا سعي مي كند با استفاده از آن از مردم و انقلاب اسلامي ايران سلب ماهيت كرده و مردم را از ارزشهاي والاي اسلامي ، انقلاب اسلامي و فرهنگ اسلامي ? دور سازد و انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران
را به زانو در آورد .

1- مفهوم تبادل فرهنگي
هيچ ملتي از فراگيري و استفاده از معارف ساير ملت ها و مليت ها در تمام زمينه ها از جمله فرهنگ و مسائلي كه عنوان فرهنگ به آن اطلاق مي شود بي نياز نيست و به همين وسيله تبادل فرهنگي ، امري لازم و ضروري به شمار مي رود .
در طول تاريخ ملت ها در ارتباطات خود يا يكديگر ، آداب ، چگونگي زندگي ، خلقيات ، علم و فن ، چگونگي لباس پوشيدن ، زبان ، آداب معاشرت ، معارف دين و ? را از يكديگر فرا گرفته اند .
اين نحوه ارتباطي و تبادلي كه تبادل فرهنگي نام دارد ، مهم ترين نوع ارتباط ملت ها در طول تاريخ تشكيل داده كه گاه از تبادل اقتصادي نيز مهم تر بوده است .
ملت ايران در طول تاريخ از ملت هاي ديگر چيزهاي بسيار آموخته است و به همين ترتيب فرهنگ بومي خود را نيز در كنار يادگيري از ديگران ، به آنها آموخته است .
اين امر براي ماندن معارف و حيات فرهنگي در سرتاسر جهان روندي ضروري و مستمر محسوب مي شود . به طور مثال تحت كوشش برخور داري از وجدان كار ، علاقه مندي و اشتياق به كار ، وقت شناسي نظم و ترتيب ، ادب و احترام به خصوصياتي است كه ملت ها بدان علاقمند بوده ، و در صدد آموختن يا آموزش آن بر آيند .

2- مفهوم تهاجم فرهنگي
تهاجم فرهنگي عبارت است از هجوم يك مجموعه سياسي يا اقتصادي به بنيادهاي فرهنگي يك ملت به منظور بي هويت كردن و سپس اسير كردن آن
ملت و اجراي مقاصد خام و مورد نظر خويش از طريق يك برنامه مشخص و از پيش تعيين شده در محيط هايي كه يك فرهنگ ملي و مدافع حيثيت خود وجود دارد .‌اولين هدف تهاجم فرهنگي ، از ميان بردن يا تضعيف فرهنگي بومي و سپس جانگزيني آن با فرهنگ وارداتي مورد نظر است .
بررسي تاريخي نشان مي دهد كه استعمار گران قبل از ورود سياستمداران ، سربازان ونظاميان خود در آسيا ، آمريكاي لاتين و آفريقا ، ابتدا ميسيون هاي مسيحي و هيأت هاي تبشيري مسيحي ، كه وظيفه شان تبليغ مسيحيت بود ، را وادار مي كردند و پس از مسيحي ساختن افراد ، طناب استعماري را به گردن آنها انداخته وبا دور كردن آنها از فرهنگ ملي وبومي ،آنها را از خانه و كاشانه آواره مي نمودند .
از طرف ديگر در تهاجم فرهنگي ، استعمار گران خصوصيات خوب و پسنديده ،خود را به ساير كشورها و ملت ها صادر نمي كنند ، بلكه به صدور خصوصياتي مي پردازند كه با ايجاد غفلت در آنها از طريق دور شدن از فرهنگ ملي و بومي ، زمينه غارت و چپاول منابع اين كشور ها را فراهم آورند . تاريخ ايران خود گواه اين مدعاست .
هنگاميكه اروپايي ها تهاجم فرهنگي را به كشور ما آغاز كردند ، صفات و روحيات پسنديده آنها چون وقت شناسي ، شجاعت ، خطر كردن ، كاوش و كنجكاوي در مسائل و موضوعات علمي ، نظم و دقت و ? به كشور ما وارد نشد ، بلكه تنها بي بند و باري اخلاقي و جنسي را وارد كشور ما كردند تا از طريق آنها به چپاول و غارت منابع فراوان ايران بپردازند .

3- ويژگيها و تفاوتهاي تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي
برخي از ويژگي ها و تفاوت هاي تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي به قرار زير است :
1- در تبادل فرهنگي ، هدف بارور كردن و كامل كردن فرهنگ ملي و بومي است ، ولي در تهاجم فرهنگي ، هدف متفرق كردن ، ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملي مي باشد .
2- در تبادل فرهنگي ، ملت گيرنده _ فرهنگ ، امور مطبوع ، دلنشين ، خوب و مورد علاقه را مي گيرد ، ولي در تهاجم فرهنگي ، دشمن نقطه اي از فرهنگ خود را به ملت مقابل و گيرنده مي دهد كه از طريق آن به هدف خود دست يابد .
3- تبادل فرهنگي دو طرفه و با علاقمندي است ، در حالي كه تهاجم فرهنگي از طرف دشمن انجام مي شود تا فرهنگ مقابل را ريشه كن كند .
4- تبادل فرهنگي در هنگام قوت و توانايي يك ملت ، ولي تهاجم فرهنگي در روزگار ضعف يك ملت صورت مي گيرد .
5- تبادل فرهنگي در كمال اختيار صورت مي گيرد ، در حالي كه تهاجم فرهنگي با زور گويي همراه است .
6- تبادل فرهنگي در فضاي صفا و صدق و دوستي است ، ولي تهاجم فرهنگي در فضاي ريا و كينه توزي ودشمني است .
7- تهاجم فرهنگي ، همانند تبادل فرهنگي ، يك كار آرام و بي سر و صدا است . به عبارت ديگر ، كار فرهنگي اعم از تبادل فرهنگي يا تهاجم فرهنگي كاري بي سر و صدا بوده و نيازي به هوشياري جدي دارد.
4- ريشه هاي تاريخي تهاجم فرهنگي
تهاجم فرهنگي غربي عليه ملت و كشور ايران به طور مشخص از دوران رضا خان آغاز شد . البته قبل از آن مقدمات تهاجم فراهم شده و در كنار كارهاي فراوان ، روشنفكران وابسته را به داخل كشور گسيل كرده بودند ، زماني كه غرب مسلط و پيشرفته در علم و تكنولوژي مي خواست پايگاه نفوذ و سلطه خود را در ايران مستحكم نمايد ، ابتدا از طريق روشنفكري و عناصر خود فروخته وارد شده و اقدام كرد .
جريان روشنفكري در ايران از دوره قاجاريه به بعد ، بيمار و وابسته متولد شد . متأسفانه معدود روشنفكران سالم و خالص ميان روشنفكران وابسته فرصت ظهور و بروز نيافته و در ميان آنها گم شدند . اين جريان از ابتدا وابسته بود تا زمان رضاخان پهلوي ، جريان روشنفكري در كشور ما جايگاه و پايگاه خود را كسب نكرده و نتوانست تأثير عمده اي در كشور بگذارد .
رضاخان پس از رسيدن به قدرت ، بزرگ ترين قدم را يه نفع فرهنگ غرب و در حقيقت سلطه غرب و استعمار انگليس در ايران برداشت ، وي به دستور اربابان خود با اقداماتي از قبيل عوض كردن لباس مردم كشور ، كشف حجاب ، ممنوعيت دين و شعائر ديني و عزاداري و تعيير سنت هاي مردمي بومي ، بزرگترين خيانت را به كشور و مردم ايران و مهمترين خدمت را به كشور هاي غربي و در رأس آنها انگلستان انجام داد و به چهره محبوب غرب البته نه محبوب آحاد مردم و افكار عمومي ، بلكه محبوب سلطه گران و سياستمداران غربي ? تبديل شد .
بدين ترتيب تهاجم فرهنگي غرب عليه اسلام و ملت ايران از زمان رضاخان به صورت جدي آغاز شده شكل هاي گوناگوني را يافته و تجزيه كرد . اين تهاجم در دوران محمد رضا خان به خصوص در 20 سال آخر حكومت وي شكل خطرناك تري پيدا كرد .

شيوه هاي تهاجم فرهنگي
دشمنان انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي و در رأس آنها آمريكا در راستاي تهاجم فرهنگي در خلال سال هاي اخير شيوه هاي مختلفي را به كار گرفته اند كه برخي از اين روش ها به قرار ذيل است :
1- اتهام ضديت نظام جمهوري اسلامي ايران با آزادي ، اين اتهام در حالي صورت مي گيرد كه به جرأت مي توان ادعا كرد كه ايران اسلامي يكي از كشورهايي است كه آزادي در چهار چوب موازين اسلامي در انواع مختلف آزادي بيان عقيده و ? وجود دارد .
2- سست كردن پايه هاي ايمان جوانان نسبت به موضوعات ديني ، اعتقادي و مذهبي است
3- سوق دادن جوانان به سمت فساد و ابتذال ، شهوتراني ، ميگساري ، استعمال مواد مخدر و.. روش هايي است كه دشمن در اين راستا به كار گرفته و از آنها استفاده مي كند .
4- تحقير و منزوي كردن جريان ادب ، هنر و فرهنگ اسلامي و انقلابي .
5- بي اعتنايي به آثار و فرآورده هاي هنري .
6- دفاع دروغين از حقوق بشر و اتهام نقض حقوق بشر به ايران .
7- عدم توجه لازم به ارزش هاي اسلام و انقلاب اسلامي در بخش هاي فرهنگي .
8- راه انداختن راديوها ، توزيع فيلمهاي ويديويي و تجهيزات ماهواره اي ارزان و به راه انداختن سايتهاي كامپيوتري مبتذل و سوء استفاده از تكنولوژي پيشرفته ارتباطات از روشهاي مؤثر تهاجم فرهنگي است .

روشهاي مقابله با تهاجم فرهنگي
1- اصلاح و تجديد نظر در ساختار نظام فرهنگي .
2- اصلاح و تجديد نظر در ساختار نظام آموزشي .
3- توجه به اسلام به عنوان دين حياتبخش و انسان ساز .
4- توجه به ارزش هاي انقلاب اسلامي .
5- گرامي داشتن و حمايت از عناصر مؤمن خودي .
6- نظارت قانونمند به محصولات فرهنگي .
7- اهتمام جدي به اجراي سياست هاي فرهنگي ، مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي .
8- تكيه بر فرهنگ بومي در ايران .
9- افزايش بينش و آگاهي مردم و آشنا ساختن آنها با فرهنگ غني و ميراث مفاخر فرهنگي اسلامي ايران .
01- فراهم ساختن زمينه رشد استعدادها و ظرفيت هاي جوانان و پرورش آنها و حمايت از نيروهاي خلاق ، و متعهد در زمينه هاي فرهنگي و هنري .
11- برنامه ريزي براي استفاده بهينه نوجوانان و جوانان از اوقات فراغت .
21- بسط و گسترش كانون ها و مؤسسات فرهنگي ، هنري و ورزشي .
31- استفاده از تكنولوژيهاي پيشرفتة ارتباطي و تبليغي در معرض فرهنگ اسلامي .
41- طراحي دو نظام مطبوعاتي و رسانه اي مستقل با فرهنگ ديني و ملي .

بر گرفته شده از  حسن فروتن
رئيس دفتر فرهنگ اسلامي                               

       شهناز سراج ارشد مدیریت امور فرهنگی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/16ساعت 11:54  توسط شهناز سراج  | 

دولت الکترونیکی را بهتر بشناسیم

یکی از مهم‌‌ترین مقولات در جامعه اطلاعاتی، مسئله دولت الکترونیک است. دولت الکترونیک به معنای فراهم کردن شرایطی است که دولت‌ها بتوانند خدمات خود را به صورت شبانه روزی و در تمام ایام هفته به شهروندان ارائه کنند.
این امر در سال‌های اخیر به طور جدی در دستور کار دولت‌ها قرار گرفته است و دولتمردان هوشمند نیروهای خود را در راه تحقق چنین شرایطی بسیج کرده‌اند و درصدد برآمده‌اند که فرآیندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را با کمک فناوری نوین ارتباطات و اطلاعات اصلاح کرده و از این طریق به شیوه کارآمدتری به ارائه خدمات به شهروندان بپردازند.
در حقیقت، به کارگیری و گسترش دولت الکترونیک غالبا در جهت انجام تغییرات در فرآیندهای دولتی نظیر تمرکززدایی، بهبود کارایی و اثربخشی است.
اصولا تعریف واحدی در باره دولت الکترونیک وجود ندارد و این مسئله ناشی از ماهیت پویا و متغیر فناوری است.
امروزه به استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور بهبود کارایی و اثربخشی، شفافیت اطلاعات و مقایسه پذیری مبادلات اطلاعاتی و پولی در درون دولت، بین دولت و سازمان‌های تابعه آن، بین دولت و شهروندان و بین دولت و بخش خصوصی دولت الکترونیک اطلاق می‌شود.

ما کجاییم؟
دولت الکترونیک در ایران با وجود آن که هنوز متولی مستقلی ندارد، اما در بعضی حوزه‌ها فعال است. قریب به 1000 سایت دولتی ایران با وجود همه کاستی‌ها و نقص‌هایی که در اطلاع‌رسانی دیجیتالی رسمی در وب وجود دارد، بخشی از روابط عمومی دیجیتالی کشور را به دوش می کشند.
دفاتر دولت الکترونیک که در استان‌های مختلف کشور راه‌اندازی شده است، خدمات مختلف انتظامی و ثبتی را انجام می‌دهند و این خود یک گام به جلو در ارائه خدمات به شهروندان الکترونیکی ایران است.
اعطای ده‌ها میلیارد تومان تسهیلات از طریق طرح تکفا به بخش خصوصی در جهت تقویت زیربنای اقتصادی و علمی بخش خصوصی در حوزه‌ای تی، خود تاثیر غیرمستقیمی در گسترش دولت الکترونیک در ایران دارد.
با این وجود، دولت الکترونیک ما با رویه‌هایی که در کشورهای غربی حاکم است، از عقب ماندگی ساختاری و اجرایی رنج می برد که قطعا عزم ملی و ایجاد طرح جامع در این راستا، می تواند در چشم‌انداز بیست ساله کشور، مشکل‌گشای بسیاری از موانع پیش روی باشد.

خلق دولت الکترونیک
یکی از مهم‌ترین فرصت‌هایی که فناوری‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی را پیش روی ما قرار می‌دهند، امکان استفاده از این فناوری برای مهندسی مجدد معماری دولت و قابل دسترس‌تر، کارآمدتر و پاسخگوتر ساختن آن است.
استفاده از این نوآوری‌ها در فرآیند اداره امور جامعه، موجب پدیدار شدن واقعیتی به نام دولت الکترونیک شده است.
امروزه عوامل مختلفی دست در دست یکدیگر داده‌اند تا دولت‌ها را وادار به تجربه شکل جدیدی از اداره جامعه بکنند.
انتظارات افراد در مورد خدمات و محصولات و نیز نحوه و کیفیت ارائه آن به طور روزافزون در حال تغییر است و دولت نیز باید پاسخگوی این نیازها و انتظارات باشد. آنان خواهان این هستند که ساعات کار موسسات دولتی افزایش یابد و هر زمان که خواستند بتوانند کارهای خود را انجام دهند، در صف‌ها معطل نشوند، خدمات باکیفیت تری دریافت کنند، خدمات و محصولات ارزان تری به دستشان برسد و مواردی از این دست که پاسخگو‌ترین شکل دولت برای این انتظارات در حال حاضر دولت الکترونیک است.
دولت‌ها همچنین برای جذب سرمایه، کارگران ماهر، گردشگران و سایر موارد با یکدیگر در رقابت هستند و بدین منظور به امکانات جدیدی نیاز دارند که دولت الکترونیک این امکانات را فراهم می‌کند.
دولت الکترونیک برای کیفیت خدمات رسانی به شهروندان، فرصت‌های خوب زیادی را ایجاد می‌کند. شهروندان قادرند به جای چند روز یا چند هفته ظرف چند دقیقه یا چند ساعت اطلاعات یا خدمات مورد نظر خود را دریافت کنند.
شهروندان، شرکت‌ها و سازمان‌های وابسته به دولت می توانند بدون استخدام وکلای دادگستری و حسابداران گزارش‌های خواسته شده را دریافت کنند.
کارمندان دولت می توانند به سادگی و به صورت کارآمد مانند کارکنان دنیای تجارت امور خود را انجام دهند.
یک استراتژی موثر در زمینه استقرار دولت الکترونیک به بهبودهای قابل ملاحظه‌ای از قبیل موارد ذیل در دولت منجر خواهد شد؛
تسهیل خدمت رسانی به شهروندان
حذف رده‌هایی از مدیریت دولتی (کوچک سازی اندازه دولت)
تسهیل اخذ اطلاعات و خدمات توسط شهروندان و شرکت‌ها و همچنین سازمان‌های وابسته به دولت
تسهیل فرآیندهای کاری سازمان‌ها و کاهش هزینه‌ها از طریق ادغام و حذف سیستم‌های اضافی و موازی
نمادهای مورد استفاده در دولت الکترونیک
نمادهای دولت الکترونیک نشان دهنده این است که یک دولت الکترونیک می تواند بخش‌ها و افراد را با یکدیگر مرتبط سازد
G2C GOVERNMENT TO CITIZEN (تعامل میان دولت و شهروندان): مهم‌ترین و گسترده ‌ترین نوع کاربرد دولت الکترونیک، رابطه دولت با شهروندان و بالعکس است. این رابطه شامل اخذ اطلاعات از سوی شهروندان از سازمان‌های دولتی و ارائه خدماتی از سوی دولت به شهروندان به شیوه الکترونیک است G2G GOVERNMENT TO GOVERNMENT (تعامل میان سازمان‌های دولتی): در این نوع رابطه، سازمان‌هایی که در زمینه‌های مختلف به اطلاعات نیاز دارند، می‌توانند از طریق شبکه‌های موجود به این اطلاعات دسترسی یافته و خدمات خود را سریع تر به شهروندان ارائه کنند.
BUSINESS G2B GOVERNMENT TO (تعامل میان سازمان‌های دولتی و بخش خصوصی): این نوع رابطه، اولین رابطه‌ای بود که توسعه پیدا کرد که در این راستا پرداخت مالیات، اخذ آمار و اطلاعات ، ارائه تسهیلات و نحوه اخذ مجوزهای مختلف محتوای این نوع تعامل را شکل می‌دهد.
G2E GOVERNMENT TO EMPLOYEES ( تعامل میان دولت و کارمندان دولت): اطلاعات پرسنلی کارکنان، دریافت خدمات پرسنلی و سایر اطلاعات قابل مبادله میان سازمان‌های دولتی و کارکنان دولت در این چارچوب قرار می گیرند.
این چهار نوع کاربرد، ستون‌های اصلی دولت الکترونیک تلقی می‌شود و در واقع این ارتباطات است که روح دولت الکترونیک را تشکیل می‌دهد.

استراتژی استقرار دولت الکترونیک
اولین گام در تدوین استراتژی دولت الکترونیک تعریف آن است. بدین معنا که سیاستگذاران باید بدانند که دقیقا در پی دست یافتن به چه چیزی هستند. دولت الکترونیک ظرفیت‌های بالایی برای ایجاد ارتباطات الکترونیک بین دولت و شهروندان، دولت با بخش خصوصی و اجزای مختلف درون دولت دارد. هر حکومتی با توجه به شرایط خاص خود می تواند در هنگام تدوین استراتژی دولت الکترونیک مورد نظر خود، قلمرو نفوذ و گسترش این پدیده را تعریف کند.
پس از این مرحله باید نسبت به تدوین استراتژی اقدام شود. این استراتژی از این لحاظ حائز اهمیت است که برنامه‌های عملی مهندسی مجدد فرآیندها و رویه‌ها را به گونه‌ای که در راستای دولت الکترونیک و حمایت کننده آن باشد، هدایت کرده و همچنین گام‌های اولیه حرکت را تعیین می سازد.
این استراتژی باید دربرگیرنده مراحل ذیل باشد؛
تعریف ساختار دولت الکترونیک و اجزا و عناصر کلیدی آن
تعیین مخاطبان و کاربران دولت الکترونیک
ترسیم چشم اندازی که به سادگی قابل درک باشد و دربرگیرنده نتایج مورد انتظار از دولت الکترونیک باشد
تعیین اهداف عملیاتی که قابل سنجش و قابل اندازه گیری باشند
تعیین خط مشی‌های لازم به منظور حمایت از تحقق مطلوب دولت الکترونیک تعریف شیوه‌ای که میزان آمادگی سازمانی برای استقرار دولت الکترونیک را تعیین کند
تعریف فرآیند و مراحل استقرار دولت الکترونیک

مفهوم حکومت‌داری خوب
سازمان‌ها و افراد مختلف براساس نوع نگرش و نگرانی‌های خود، تعاریف متعددی از حکومت‌داری خوب ارائه کرده‌اند که هر یک بیانگر بخشی از این مفهوم است.
قبل از بررسی تعاریف موجود در این زمینه شاید تعریف واژه حکومت‌داری ضروری باشد.
براساس تعریفی کلان، حکومت‌داری عبارت است از فرآیندی که به واسطه آن موسسات دولتی به اداره امور عمومی می پردازند، منابع عمومی را مدیریت کرده و از حقوق افراد جامعه حمایت می‌کنند (
www.unhchr.ch) و بنا به تعبیری دیگر حکومت‌داری عبارت است از شیوه به کارگیری قدرت در مدیریت توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور.
در تعریف اخیر حکومت‌داری مستقیما با مدیریت فرآیند توسعه پیوند می یابد و بخش عمومی و خصوصی را به طور توام دربر می گیرد.
برخی از صاحبنظران تعریف گسترده تری از حکومت‌داری ارائه کرده‌اند. به زعم آنان حکومت‌داری فرآیندی است که از طریق آن به طور جمعی مسائل مبتلا به جامعه را حل کرده و نیازهای جامعه را برطرف می‌کنیم.
طبق این دیدگاه، حکومت‌داری صرفا شامل دولت نمی‌شود بلکه بخش خصوصی و افراد و گروه‌های جامعه مدنی را نیز دربرمی گیرد و سیستم‌ها، رویه‌ها و فرآیندهایی که به نوعی در امر برنامه ریزی، مدیریت و تصمیم گیری دخیل هستند را نیز شامل می‌شود. (
www.unescap.org) با عنایت به تعاریف پیش گفته و درک عمومی از مفهوم حکومت‌داری، می توان گفت که حکومت‌داری خوب (GOOD GOVERNANCE)، برکیفیت و نحوه انجام وظیفه حکومت‌داری تاکید می‌کند.
براساس یکی از تعاریف ارائه شده، حکومت‌داری خوب عبارت است از انجام وظایف حکومت به شیوه‌ای عاری از فساد، تبعیض و در چارچوب قوانین موجود. در این تعریف، حکومت‌داری خوب به عنوان انجام وظایف حکومت به شیوه‌ای منصفانه مورد توجه قرار گرفته است.
با این دیدگاه و براساس تعاریف متعددی که از حکومت‌داری خوب ارائه شده است می توان گفت حکومت‌داری خوب عبارت است از؛ فرآیند تدوین و اجرای خط مشی‌های عمومی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با مشارکت سازمان‌های جامعه مدنی و با رعایت اصول شفافیت، پاسخگویی و اثربخشی به گونه‌ای که ضمن برآوردن نیازهای اساسی جامعه، به تحقق عدالت، امنیت و توسعه پایدار منابع انسانی و محیط زیست منجر شود.

نتیجه گیری
ارتباط میان دولت الکترونیک و حکومت‌داری خوب به قدری نزدیک است که برخی صاحبنظران معتقدند که دولت الکترونیک اگر در نهایت به حکومت‌داری بهتر منجر نشود هرگز رسالت خود را به انجام نرسانیده است.
دولت الکترونیک شیوه‌ای است برای حصول اطمینان از اینکه همه شهروندان به گونه‌ای یکسان از فرصت مشارکت در تصمیماتی برخوردارند که به نوعی بر وضعیت و کیفیت زندگی آنها تاثیر می گذارد. این شکل جدید ازحکومت‌داری، شهروندان را از مصرف کنندگان منفعل خدمات دولتی به بازیگران فعال تبدیل می‌کند که می‌توانند در باره نوع خدماتی که به آن نیاز دارند اظهارنظر کنند.
دولت الکترونیک امکانات گسترده‌ای را برای عینیت یافتن آرمان‌های حکومت‌داری خوب فراهم می‌کند و با به کارگیری فناوری‌های جدید ارتباطی و اطلاعاتی به بهبود فرآیندهای ارائه خدمات در بخش عمومی، تسریع ارائه خدمات به شهروندان، پاسخگوترشدن ماموران دولتی، شفاف شدن اطلاعات، کاهش فاصله میان مردم و دولتمردان، مشارکت اثربخش تر شهروندان و اعضای جامعه مدنی در فرآیند تصمیم گیری عمومی، گسترش عدالت اجتماعی از طریق فرصت‌های برابر افراد برای دسترسی به اطلاعات و.... کمک شایانی می‌کند و حکومت‌ها چنانچه بخواهند در مسیر تحقق حکومت‌داری خوب حرکت کنند باید به ابزار نیرومندی همچون دولت الکترونیک مسلح باشند.

به نقل از سایت شبکه‌ی فناوری اطلاعات ایران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/16ساعت 10:42  توسط شهناز سراج  | 

زیبایی امواج آب های نیلگون، شعبه ‌ای بزرگ از اقیانوس هند، خزانه ای از مروارید و نفت و گهواره ای از تمدن عالم ؛ "خلیج فارس"، به ما می گوید که ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان ‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادند. 

 خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه است. وسعت آن 240 هزار کیلومتر است و پس از "خلیج مکزیک" و "خلیج هودسن" سومین خلیج بزرگ جهان به شمار می آید.

 

                                                             

 

خلیج فارس

 خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقه ‌ای مهم و راهبردی به شمار می ‌آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌ توان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندرعباس و بوشهر را نام برد.

 دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد، ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است.

 دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب 500 سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ،‌ نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد.

کشتی ‌های او طول رودخانه "سند" را تا کرانه ‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند

 

منبع :خبرگزاري مهر – گرد آورنده علي معروفي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 15:23  توسط سید امیر حسین مدنی  |