تبليغاتX
مدیریت فرهنگی
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت فرهنگی ورودی 84 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
اگر مدیریت بتواند بین اهداف و تحولات محیطی سازگاری ایجاد نماید ٬نگرش راهبردی شکل می گیرد ٬ اگر پسوند راهبردی را برداریم مدیریت همان مدیریت ساده دهه ۶۰ می شود که بدون توجه به عوامل محیطی  به کار خود ادامه می دهد البته به شرط این که محیط راکد بماند ولی اگر محیط دارای تحول باشد قطعا در طول زمان  از صحنه رقابت حذف می گردد.

هدف راهبردی هدفی است که اگر محقق شود  ساختارها را دگرگون میسازد  وساختارها وتغییرات در محیط معنا پیدا می کند.

یعنی مدیر هم به عوامل داخلی سازمان باید اشراف کامل داشته باشد و هم به عوامل خارجی .

باید توجه داشته باشیم که هر مقوله نیز یک راهکار بیشتر نمی تواند داشته باشد ولی می توان با ۲ یا ۳ راهبرد فرعی آن را تقویت کرد.

یک برنامه راهبردی در طول مثلا در طول ۳ سال می تواند چند بار به روز شود .

 برنامه ریزی را باید یک تغییر مستمر  مجهز کرد تا تا از فضای محیطی عقب نمانیم.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/03ساعت 7:28  توسط حجت اله نصرتی  | 

دکتر غنیمی فرد  در مورد مدیریت بومی این طور می گویید:

راه حل محلی با تکیه بر دانش جهانی

مدیریت در آن بخشی که دانش است  علم الاطلاق است  وتعریف علم بر آن صادق .

اما وقتی می گوییم بقدون توانایی های فردی این دانش آدم را مدیر نمی کند تعبیزر زیبای امام علی علیه السلام است "فرزند زمان خویشتن باش" یعنی مصالح ملی و مملکتی خود را در نظر بگیر  وبا آن دانشی که آموختی  به نفع مصالح ملی خود عمل کن و این یعنی بومی کردن مدیریت.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/27ساعت 7:19  توسط حجت اله نصرتی  | 

۱- التزام به دین و اعتقادات مذهبی الف/فردی ب/ اجتماعی

۲- اعتماد (فردی-گروهی -اجتماعی)

۳- سطح آگاهی(سواد موظف-سواد اجتماعی)

۴- اخلاق (فردی- خانوادگی- اجتماعی)

۵- مشارکت اجتماعی و سیاسی(مساجد- تشکلها - کانونهای فرهنگی و اجتماعی - رای گیریهای ...)

این ۵ عنوان ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی را شامل می شود.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/12ساعت 21:58  توسط حجت اله نصرتی  | 

   


            انسان در زندگي اجتماعي و در برخورد با غير خود، نياز شديدي به ارتباط دارد و تنها از اين طريق است كه نيازهاي فردي و اجتماعي خود نظير نياز به احساس امنيّت و ميل به رشد را برآورده مي‌كند. انسان از همان آغاز براي برقراري ارتباط و رساندن پيام خود به ديگران، شيوه‌هاي گوناگوني را به‌كار برده است؛ از اشارات، كلمات و اشاره‌هاي رمزي اوليه گرفته، تا استفاده از پيش‌رفته‌ترين و در عين حال پيچيده‌ترين وسايل ارتباطي مدرن امروزي.
رشد رسانه‌ها و وسايل ارتباط جمعي كه در طول تاريخ داراي سرعت بسيار كند و ناچيزي بوده، در عصر حاضر شاهد تحوّل چشم‌گيري است.
پيدايش فن سينما در ابتداي قرن بيستم، ظهور رسانه‌هاي بي‌سيم نظير راديو و سپس تلويزيون، توليد و انتشار نوارهاي ويدئويي و راه‌يابي آن به خانه‌ها در دهه‌هاي آخر قرن گذشته و از همه مهم‌تر همگاني شدن و امكان دست‌رسي آسان همگان بدان‌ها و هم‌اكنون پديده‌ي شگفت‌انگيز ماهواره و شبكه‌هاي اينترنت از مظاهر تحول اين صنعت، در عصر حاضر بوده است، كه انسان تمام آن‌ها را براي رسيدن به مقاصد مختلفي نظير اطلاع رساني، تعليم و تربيت، انديشه‌پروري (فرهنگ‌سازي) هدايت و راه‌نمايي، افزايش آگاهي‌هاي اجتماعي و... به‌كار گرفته و مي‌گيرد. البته در همه‌ي اين اهداف نيز هدف‌هاي تربيتي نهفته است.
چگونگي پذيرش و استقبال مردم و نيز تحت تأثير واقع شدن هر كدام از آن‌ها از اين ابزار و وسايل متفاوت است؛ چرا كه استقبال مردم، متأثر از عوامل گوناگوني، نظير، اندوخته‌ها و يافته‌هاي فرد، ديدگاه‌ها، اعتقادات و ارزش‌ها و... است.
هر اندازه كه رسانه‌ها به بهترين شكل به‌كار گرفته شده، منافع و فوايد آن در زمينه‌ي كمك به رشد صحيح و سالم افراد و نيز سازگاري او با جامعه و تحوّل و پيش‌رفت صحيح آن جامعه به سوي كمال مطلوب، بيش‌تر بوده است.
نظر به اين‌كه از طرفي حوزه‌هاي معرفتي و علمي بسيار وسيع بوده و داراي سرعت چشم‌گيري از پيش‌رفت در زمينه‌هاي مختلف مي‌باشد و به‌كارگيري صرف روش‌هاي تقليدي و نقل و انتقال معارف توسط نظام رسمي تعليم و تربيت، مؤثر نبوده و بر تمام ابعاد و جوانب امر پوشش كافي ندارد و از طرف ديگر، استفاده و بهره بردن از دستگاه‌هاي اطلاع رساني و رسانه‌هاي گروهي آسان است و داراي توان بالا و امكانات وسيعي در جهت انتشار بين گروه‌هاي مختلف مردم مي‌باشد، بنابراين كمك گرفتن از دستگاه‌هاي اطلاع رساني و رسانه‌ها براي استحكام بخشيدن به فرايند تعليم و تربيت و تعميق آن در زمينه‌هاي مختلف و حوزه‌هاي علمي، فنّي و ادبي در خارج از مدرسه بيش از پيش ضروري است.
پيام‌هايي كه توسط رسانه‌ها رد و بدل مي‌شود در ابعاد مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي، نظامي، و فرهنگي و... است. مخاطبان اين پيام‌ها افراد و گروه‌هايي در سطوح مختلف فرهنگي، اقتصادي، و اجتماعي‌اند كه گاه در مسافت‌هاي طولاني و دور از هم در سراسر جهان پراكنده‌اند.
از جمله وظايف رسانه‌ها عبارت‌ است از: ياددهي و يادگيري، انديشه‌پروري، هدايت و راهنمايي، افزايش آگاهي‌هاي اجتماعي و رشد اجتماعي در ابعاد مختلف.
هم‌چنان‌كه گفته شد تمام سعي و تلاش رسانه‌هاي جمعي، رسيدن به اهداف و مقاصدي است كه در عين حال، هر كدام به نحوي داراي رنگ و صبغه‌ي تربيتي‌اند؛ چرا كه اين رسانه‌ها در اموري نظير رشد شخصيت افراد در ابعاد مختلف، ايجاد ارتباط بين افراد و جامعه، كمك به افراد در فرايند سازگاري با جهان متغير پيرامون و... دخالت دارند.
تحقيقات جديد نشان‌گر اين امر است كه تمام افراد چه كوچك و چه بزرگ در برابر محصولات توليدي رسانه‌ها منفعل و متأثّر محض نيستند؛ بلكه اين محصولات پس از دريافت توسط مخاطبان عاقل و براساس اندوخته‌هاي ذهني تبديل به يك فهم و درك و معرفت مي‌شود. بنابراين انسان به كمك اعتقادات، گرايش‌ها، ارزش‌ها و ديدگاه‌هاي خاصي كه دارد اين محصولات رسانه‌اي را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي‌دهد و در نهايت به يك فهم جديد عقلاني كه جهت‌دهنده‌ي يك رفتار از او مي‌باشد، مي‌رسد. اما از آن‌جا كه به هر حال، رسانه‌هاي جمعي بر مخاطبين به خصوص كودكان، نوجوانان و جوانان تأثيرات غيرقابل انكاري دارد، هميشه همراه با تأثيرات سوء نيز مي‌باشد و بيم آن مي‌رود كه اثرات سوء آن در بيش‌تر موارد غلبه پيدا كند؛ مثلاً،
1.
زياده‌روي در نقل اخبار و بيان حوادث و... منجر به افسردگي روحي و ناراحتي‌ها و حساسيت‌هاي عصبي مي‌شود؛
2.
اعتماد بر اخبار و نيز تحليل و تفسيرهاي رسانه‌ها، قدرت نقد و تحليل و بررسي و تحقيق را از افراد مي‌گيرد؛
3.
استفاده از اين ابزار در جهت جاي‌گزيني افكار و ارزش‌هاي انحرافي، زمينه‌ساز انحرافات اعتقادي، اخلاقي و اجتماعي است.
بنابراين، تأثيرگذاري رسانه‌ها بر افراد غيرقابل انكار و اجتناب ناپذير است. از طرف ديگر روش‌هاي تقليدي تدريس در مدارس كه انتقال دانش و معلومات و پس گرفتن آن در ايّام امتحانات مي‌باشد، به تنهايي براي تغييرات و تحولات مورد نظر اجتماع كافي نيست.
علاوه بر اين، دست‌يابي جهانيان به تمام جهان توسط رسانه‌هاي گروهي و تبديل تمام جهان به يك دهكده‌ي جهاني، مسئوليت سازمان‌ها و مؤسسات آموزشي و تربيتي و دولت‌ها را بيش از گذشته كرده است؛ چرا كه اين مراكز و مؤسسات نقش بسيار مهمّي در امر تشكيل و سازندگي شخصيت انساني افراد و تحقق رسالت مدرسه و اهداف آن دارند.
امروزه ديگر براي همه‌ي دست‌اندركاران اين امر ثابت شده است كه رسانه‌هاي جمعي علاوه بر آن‌كه ابزاري براي سرگرمي و تفريح مردم‌اند، ابزاري براي آموزش و پرورش، فكر و انديشه و تحول و تكامل جامعه بوده و از اين جهت بسيار حايز اهميت‌اند. به همين سبب مي‌توانند نقش مهمي در تعليم و تربيت انديشه‌ي نسل حاضر به خصوص نسل جوان ايفا كنند و به‌خاطر همين نقش مهمّي كه ايفا مي‌كنند، امروزه اين ابزار و وسايل هم‌چون راديو و تلويزيون، از لوازم ضروري زندگي اجتماعي شده است.
اين لوازم زندگي، مردم را، با روي‌دادهايي پيوند مي‌دهند كه در زندگي روزانه اهميّت دارند. رسانه‌ها براي مردم ميداني را فراهم مي‌كنند كه آنان بتوانند در آن افكارشان را در زمينه‌ي مسائلي كه بر زندگي روزانه‌شان تأثير مي‌گذارد مبادله كنند و سبب مي‌شوند تا مردم درك عميق‌تري از خودشان، محيطشان و نهادهايشان پيدا كنند. رسانه‌ها تعليم دهندگاني‌اند كه ادعاي معلمي ندارند.
راديو ديگر از مخاطبان خود انتظار ندارد كه دو زانو و مؤدّب در مقابلش زانو زده، به او نگاه كنند تا مطلبي را فراگيرند؛ بلكه در تمام شبانه روز و در هر مكاني و براي همه‌ي اقشار به‌خصوص نوجوانان و جوانان مطالب بسيار متنوّع و جذّاب ارايه مي‌دهد.
تلويزيون، اين جعبه‌ي جادويي قرن بيستم، از جهت جذّابيت‌هاي ظاهري و سرگرم كردن تماشاچيان، گوي سبقت را از ديگر رسانه‌ها ربوده است، به حدّي كه كم‌تر بيننده‌اي از ميان برنامه‌هاي تلويزيون يكي را انتخاب مي‌كند، بلكه اين تلويزيون است كه برنامه‌هاي جذاب خود را بر بينندگان تحميل مي‌كند.
جمع شدن عناصر صوتي و تصويري و نيز حركتي در تلويزيون، اين وسيله را در نظر آن‌ها داراي جذّابيت دو چندان كرده است و خود انگيزه‌ي نيرومندي است تا كودكان و نوجوانان وقت زيادي را صرف نشستن پاي آن كنند.
روزنامه‌ها مجلات و حتي كتب، با چاپ مطالب بسيار متنوّع و رنگ‌آميزي‌هاي جذّاب و داستان‌هاي شگفت‌انگيز تمام هوش و حواس مخاطبان را به‌ خود جذب مي‌كند.
اما به‌راستي با وجود رسانه‌هاي متعدد گروهي در سراسر جهان و باز بودن فضاي آن براي جوانان و نوجوان، چه بر سر آن‌ها خواهد آمد؟
ـ آيا حقيقتاً اين رسانه‌ها تربيت صحيح و مطلوبي را براي آن‌ها به ارمغان خواهند آورد؟
ـ برنامه‌هاي توليدي اين دستگاه‌ها در جهت چه اهداف و مقاصدي هدف‌گيري شده‌اند؟
ـ آيا تا به‌حال براي ريشه‌كن كردن و يا حداقل تقليل آثار سوء آن تدابيري انديشه شده است؟
ـ آيا در حقيقت اين مدارس موازي كه بسيار گسترده‌تر از مدارس رسمي‌اند داراي متولّي و سرپرستي هستند؟
ـ نقش پدر و مادر در برخورد فيزيكي و يا زمينه‌سازي براي هر چه بهتر استفاده كردن نوجوانان و جوانان از رسانه‌ها چيست؟ آن‌ها چه وظايفي دارند؟
اين پرسش‌ها و پرسش‌هاي بسيار ديگري از اين قبيل بهانه‌اي بود تا بتوانيم يكي ديگر از جلسات گفتمان ديني را با عنوان «نقش رسانه‌ها در تربيت جوانان» برگزار كرده تا پاسخ‌هاي تا اندازه‌اي قانع كننده و مطلوب براي آن بيابيم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/30ساعت 10:22  توسط حجت اله نصرتی  | 

توسعه پایدار مفهومی است که ارتباط مستقیم با زیست شهری و تمامی مولفه های آن دارد. پایداری شهری در سطوح مختلف از خیابان گرفته تا واحدهای همسایگی و کل شهر قابل طرح است . برنامه ریزی کاربری زمین  همچنین ساختمانهای پایدار و مقوله هایی اینچنینی به پایداری مستقیم شهر مربوط است . بر این اساس شهر ناپایدار را می توان از طریق شاخص هایی مثل کاهش جمعیت مفید شهری  تنزل کیفیت محیط شهری  کاهش اشتغال تشخیص داد. در نتیجه توسعه پایدار را میتوان خدمات اولیه محیطی  اجتماعی و اقتصادی بدون تهدید محیط زیست دانست .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/26ساعت 23:32  توسط حجت اله نصرتی  | 

بلندترین گام در کارمندیابی  پیدا کردن کسانی است که با کارکرد کلی سازمان سازگار باشد  نه آن که در یک شغل  ویژه مهارت  و کاردانی نشان دهد .

سعی کنید از ایده ها و نظرات مختلف کارکنان  خود در مقاطع زمانی معین بهره گیرید.

بهترین روش و زمان برای حفظ یک اندیشه ،ثبت در هنگام بروز آن است .

کسانی که جهان را به پیش می برند یا تکان می دهند اغلب در الگو گیری حرفه ای هستند.

انسانها بزرگترین منابع در اختیار شما هستند.

اگر ویژگی های بازی مثل حق انتخاب،روشن بودن هدف، مورد علاقه بودن و کنترل و نظارت  روانی را به کار انتقال دهیم کار هم مثل بازی انگیزشی خواهد بود.

به کار عالی و برجسته و مثمر ثمر به جای کار نمایشی و نمادین  توجه نموده و پاداش دهید .

به وفاداری به سازمان به جای تهدید به ترک خدمت و ...پاداش و اهمیت دهید .

به کیفیت کار به جای سرعت در کار توجه نموده و پاداش دهید .

کار امروزرا به نحو شایسته و عالی انجام دهید.

بدانیدد که موفقیت شما در گرو کار برجسته و عالی امروز شما است.

به کار تیمی به جای تک روی توجه کنید و سعی کنید کارکنان به کار گروهیشان در سازمان مربوطه افتخار نمایند.

هرگز  کارها ی عملیاتی را با کارهای مدیرتیان تداخل ندهید.

فراموش نکنید که هنر یک مدیر در آن است که مشکل را تبدیل به فرصت کنند زیرا در مدیریت چیزی به نام مشکل وجود ندارد.و با روحیه ای شاداب و با تمام قدرت و با توکل به خدا حرکت کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/25ساعت 10:24  توسط حجت اله نصرتی  | 

برای جلب مشارکت مردمی باید مناسبات انسانی را در نظر گرفت در ارتباط با مردم اصول زیر را باید رعایت کرد.۱)احترام به افراد بدون توجه به نژاد  جنس  طبقه وسطح علمی ۲) اعتماد به مردم واعتقاد به صلاحیت مردم در حل مسایل فردی اجتماعی ۳) حق و مسئولیت افراد در همه شئون اجتماعی ۴) تقویت فرایند اجتماعی مثل سازگاری باجمع  همکاری  توافق و تبادل نظر ۵) حل مشکلات اجتماعی از طریق علمی
+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/23ساعت 0:4  توسط حجت اله نصرتی  | 

 

 

دو عامل اساسي در اعمال مديريت عبارتند از انسان و نظام هاي عملياتي سازمان از آنجا كه نظام هاي عملياتي توسط انسانها به اجرا در مي آيند .بنابراين ، مي توان به درستي ادعا نمود كه مهمترين سرمايه سازمان همانا نيروي انساني آن است . اكنون مديران هوشمند آگاهند كه هر قدر در زمينه توسعه و ارتقاي نيروي انساني سرمايه گذاري كنند موفقيت ، كارايي و برتري رقابتي سازمان خود را تضمين كرده اند . اگر يكي از مهم ترين ابداع هاي قرن حاضر را سازمان هاي نوين بدانيم . توفيق اين سازمان ها در گرو استفاده مؤثر از منابع و تركيب كارامد آن در اجراي راهبردهاي سازماني آنهاست .محور هر راهبرد و سياست سازماني ، و هر گونه بهره گيري از منابع ، افراد سازمان هستند . موفقيت يا شكست يك سازمان بستگي كامل به چگونگي جذب و نگهداري منابع انساني آن دارد .

 

تعريفي از مديريت :

"مديريت بر افراد متكي است و هر فرد يك موجود شاخص و متفاوت از فرد ديگر است ، بنابراين مديريت كماكان شكل هنر را به هخود مي گيرد و هر شغل معمولاً مهارت و دانش متفاوتي لازم دارد ."

 

مشكل مي توان پذيرفت كه يك مدير موفق در يك موقعيت بتواند به همان نسبت در شرايط ديگر نيز موفق باشد ، مگر اين كه تغيير بزرگي در شخص براي تطبيق با موقعيت جديد به وجود آيد .

فعاليت هاي مدير شامل برنامه ريزي ، سازماندهي ، به كار گماردن ، هماهنگي ، ايجاد انگيزش ، رهبري ، كنترل و در نهايت دستيابي به نتايج مؤثر از طريق ديگران و با فرآيند تفويض اختيار است .

 

تجزيه و تحليل ابعاد اصلي مديريت

-         برنامه ريزي : تعيين پيشاپيش اموري كه بايد انجام شود و نحوه انجام آنها

-      سازماندهي : تامين منابع انساني ، مواد و منابع مالي و تعيين روابط ميان اين عوامل به منظور انجام امور . يكي از مهم ترين وجوه سازماندهي تضمين لازم براي داشتن نيروي انساني با كيفيت هاي مناسب در زمان و مكان مشخص براي نيل به هدف هاي سازماني است ، اين جنبه از سازماندهي را تخصيص و تامين نيروي انساني مي نامند .

-         اثر گذاري: نفوذ و اثر گذاردن بر رفتار ديگران ، اين مقوله موضوعاتي چون انگيزش ، رهبري و ارتباطات را در بر مي گيرد .

-         كنترل : مقايسه آنچه كه انجام گرفته با آنچه كه بايد انجام مي گرفت و انجام اقدامات اصلاحي ضروري

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/19ساعت 13:5  توسط حجت اله نصرتی  | 


آموزش رسانهاي عموماً كاربرد آن در مدارس و آموزشهاي راه دور مورد توجه قرار ميگيرد. در حالي كه رسانهها به ويژه راديو و تلويزيون، ظرفيتهای بسيار گستردهتري براي آموزش در تمام سطوح و حوزهها دارند و كاركرد آموزشي آنها تمام اشكال رسانهاي را در بر ميگيرد.پس رسانههاي گروهي در شكلدهي به هنجارها، ارزشها، نگرشها و رفتارها ايفا ميكنند، نوعي آموزش تلقي ميشود که كل گسترة مخاطبان رسانهها را شامل ميشود. يكي از حوزههايي كه در جهان امروز به شدت تحت تأثير درونشدها و اطلاعات رسانهاي قرار دارد مهارتهاي شهروندي و مشاركتهاي اجتماعي است. بررسي يافتهها حاكي از آن است كه رسانهها ميتوانند با ارائه الگوهاي رفتاري، و اطلاعات مطلوب، به افزايش مهارتهاي شهروندي كمك كنند. اين مسئله در مورد رسانههاي جديدتر مانند اينترنت بيشتر مورد تأكيد قرار گرفته است اما در مقابل، برخي ديگر با اشاره به تسلط سرمايهداري بر رسانهها و بهرهگيري قدرتهاي سلطهجو از آنها براي نيل به اهداف و اغراض ويژه، نقش رسانهها را مورد انتقاد قرار دادهاند. از نظر آنان تسلط ارزشهاي تجاري و سياسي موجب شده است كه رسانهها با تحريف ارزشهاي اجتماعي مانند مردم‌سالاري و مشاركتهاي اجتماعي و با ارائه اطلاعات يك سويه و تكبعدي، جهتدهي به نگرشهاي مخاطبان را بر مبناي علايق گردانندگان خود دنبال كنند. با اين حال ظرفيت و توانايي رسانهها در اين گستره غيرقابل انكار است. از اين رو آنچه مهم است افزايش تأثيرات مثبت و كاهش آثار و پيامدهاي منفي درونشدهاي رسانهاي است. پژوهشگران مفهوم سواد رسانهاي را براي نيل به اين هدف پيشنهاد كردهاند. بر اين مبنا، مخاطبان به مهارتهايي دست مييابند كه از طريق آنها ميتوانند با رويكردي انتقادي به درونشدها و اطلاعات رسانهاي و با كشف اهداف، ساز و كارها و محركهاي مورد استفاده رسانهها، آثار مثبت را جذب كرده و از آثار منفي اجتناب كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/19ساعت 12:59  توسط حجت اله نصرتی  | 

 

 

اصول آموزش در حوزه فعاليتهاي فرهنگي

 

درآمد:

سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران ، مسئوليت متعالي توسعه‌ي اجتماعي ، فرهنگي و هنري در حوزه هاي محتوي ، مضمون، مناسبات ، روابط و رفتارهاي فرهنگي جامعه ي بزرگ شهروندان شريف كلان شهر تهران را به عهده دارد .

دامنه‌ي فرهنگ و جامعه ، در تعريف و توصيف ، بي‌كرانه است ، جدا از چارچوبهاي ابزاري "كه بيشتر به محصولات‌كالاها و برون داده ها مي پردازد و به صنعت فرهنگي اشتهار دارد فرهنگ "معرفت مشترك " ي است كه شهروندان ، مباني ، ارزشها ، هنجارها ، و نمادهاي آن را مي شناسند بدانها عشق ورزيده و تمايل دارند و بر اساس آنها رفتار مي كنند به گونه اي كه فرهنگ معرف شخصيت جامعه مي شود .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/19ساعت 12:9  توسط حجت اله نصرتی  |