تبليغاتX
مدیریت فرهنگی
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت فرهنگی ورودی 84 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

اسپرانتو زباني است كه براي ارتباط بين مردمان غير هم‌زبان پديد آمده و به مليت‌ها و قوميت‌هاي زباني اين امكان را مي‌دهد كه توام با كاربرد آن در عرصه‌ی ارتباطات فراملي، ارزش‌هاي زباني خود را پاس بدارند.

بين المللي و بي طرف

اسپرانتو زبان ملي هيچ كشوري نيست. متعلق به همه و هيچ كس است. آموزش و فراگيري آن تهديد كننده‌ی هيچ فرهنگ و زبان بومي نيست و در استفاده از آن كسي را بر ديگري امتياز ويژه‌اي نيست و به همين دليل سازمان يونسكو تاكنون 2 قطعنامه در حمايت از آموزش، گسترش و به‌كارگيري اسپرانتو صادر كرده است.

آسـان

اسپرانتو به علت ساختار منطقي، زباني آسان است. دستور زبان آن فاقد قواعد پيچيده و هر گونه استثناء مي‌باشد. يادگيري آن در سطح قابل قبول طي يك ترم تحصيلي امكان‌پذير است و براي آموزش آن نياز به سال‌ها وقت و صرف هزينه‌هاي گزاف نيست. پژوهش‌هاي انجام شده نشانگر آن است كه آموزش اسپرانتو از هر زبان ديگري حداقل 10 برابر آسانتر است و زبان آموزان اسپرانتو آمادگي بيشتري براي يادگيري زبان‌هاي ديگر دارند.

چـرا اسپـرانتو مي آمـوزيم؟

ايجـاد ارتبـاط و دوستـي

استفاده از اسپرانتو اين امكان را به ما مي‌دهد كه به دور از تفاوت‌هاي نژادي، قومي، زباني، فرهنگي و فواصل جغرافيايي به ارتباطي بي‌واسطه با ديگران دست يابيم و فرصت آشنايي با ملل ديگر را داشته باشيم، كه اين آشنايي مي‌تواند به فرآيند صلح و تفاهم بين‌المللي كمك شاياني كند. كتابچه Pasporta Servo به سخن‌گويان اسپرانتو اين امكان را مي‌دهد كه در مسافرت به كشورهاي ديگر هزينه كمتري داشته باشند. 

شـركت در گـردهم آييهاي بيـن المللي

سخنگويان اسپرانتو مي‌توانند در صدها همايش و گردهم‌آيي علمي، فرهنگي و اجتماعي بين‌المللي از جمله كنگره بين‌المللي اسپرانتو(UK)، كنگره بين‌المللي جوانان اسپرانتودان(IJK) و . . . كه هر سال در كشورهاي گوناگون برگزار مي‌شود، شركت كنند.

چـگونه اسپـرانتو را بياموزيم؟

  كتـاب‌ها و دوره‌هـاي آموزشي

با استفاده از فيلم، نوار، كتاب‌هاي خودآموز، دوره‌هاي آموزش مكاتبه‌اي و شركت در دوره‌هاي حضوري كه در مراكز مختلف آموزشي برگزار مي‌شود. با صرف كمتر از 100 ساعت وقت مفيد مي‌توان در سطح توانايي ايجاد ارتباط به اسپرانتو مسلط شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/02/31ساعت 10:30  توسط فاطمه یاری  | 

قدرت در حوزة رسانه ها، هميشه مورد بحث و جدلهای داغی بوده است. زيرا حجم قدرتهای رسانه ای به معنای واقعی اين نگرانی را ايجاد می کند که شبکه های بزرگ تلوزيونی و رسانه ها و تمرکز آنها در دست غولهای بزرگ و قدرتمند مالی مانند مرداکها (Mordac) و برلوسکوني ها، مردمی با قدرت و نفوذ و ثروت بسيار زياد و محبوبيت کم در سطح جهانی که به آذوقه رسانان منحصر به فرد تبليغات تجاری دنيا تبديل شده اند نمی توان به همگن سازی رسانه های خبری اميدوار بود. با توجه به گذشتة نه چندان دور سوابق شبکه های معدود و رسانه های اندک که مخاطبانی خاص داشته اند و اين مخاطبان حق انتخاب چندانی نداشته اند، رسانه های جديد نقشی بلعکس را بازی می کنند يعنی جابجايي از فضای رسانه ای با حق انتخاب کم به فضايي به حق انتخاب بسيار زياد تبديل می شوند. برخلاف رسانه های پيشين که کم و بيش هر يک مستقل بودند رسانه های جديد به شدت به هم پيوسته و در هم آميخته هستند يعنی مطالب و نمادها با يکديگر رد و بدل می شوند يعنی در سطحی وسيع تر همگام می شوند به طور مثال کارکنان اتاق خبر روزنامه ها آخرين رويدادهای تلوزيون و شبکه های ماهواره ای را نگاه می کنند و بعد مقاله ها و گزارشات مطبوعاتی خود را بر اساس آنچه که می بينند می نويسند يعنی شبکه های تلوزيونی و ماهواره ای به يک منبع خبری دست اول تبديل شده اند و تهييه کنندگان مصاحبه ها و ميزگردهای تلوزيونی نيز دربارة برنامه های خود از روزنامه ها ايده و خبر کسب می کنند به زبان ساده رسانه ها به نوعی به سوی دموکراسی هدايت می شوند و به جای تکرار پيامی واحد از مجرای معدود به يک غول رسانه ای با حيطة اقتدار وسيع تبديل می گردند و اين حق انتخاب رسانه ای فی نفسه دموکراتيک خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/02/31ساعت 10:21  توسط فاطمه یاری  | 

بهترين راه براي درک نفوذ رسانه ها اين است که تحول رسانه هاي امروزي را در قضاوت تاريخي قرار دهيم و ميان سه شيوة ارتباطي تفاوت قائل شويم به بيان ساده مي توان گفت که در شيوة اول در جوامع کشاورزي (موج اول) اغلب ارتباطات دهان به دهان يا چهره به چهره در گروه هاي بسيار کوچک در جهاني بدون روزنامه، راديو و تلوزيون، تنها راه انتقال پيام به انبوه مخاطبان جمع کردن مردم دورهم بود. اجتماع مردم (corwd) در واقع اولين شکل رسانة انبوه را تشکيل مي داد (پيامي را به همراه داشت) يعني ماهيت يک پيام را در خود داشت. هرچند ممکن بود اين اجتماع پيام ديگري را نيز رد و بدل کند اما به همة افراد پيامي يکسان انتقال مي داد که حتي مي توانست خوشايند و يا عميقاً مخرب باشد. اما در نهايت يک پيام عمومي (که تنها نيستيد) را القاء مي کرد. اجتماع مردم در تاريخ نقش مهمي را بازي کرده است اما مشکل اين اجتماع متشکل از مردم يا اهل کوچه و بازار به عنوان رسانه ارتباطي اين است که معمولاً ناپايدار می باشد. اجتماع مردم، تنها رسانه انبوه ماقبلِ تکنولوژي نيست. در غرب، در قرون وسطي، کليساي کاتوليک به دليل سازماندهي پهناورش، نزديک ترين محور به رسانة انبوه پايدار بود و تنها رسانه اي بود که مي توانست پيام واحد را به جمعيت هاي عظيم سرتاسر مرزهاي جغرافيايي ـ سياسي انتقال دهد. شيوه دوم رسانه اي در عصر صنعت (موج دوم) ايجاد ثروت بر توليد انبوه کارخانه اي مبتني بود که به ارتباطات بيشتري در دور دستها نياز داشت و باعث پيدايش ادارة پست و تلگراف و تلفن شد در نتيجه رسانه هاي انبوه اختراع شد که مبنايي تکنولوژيکي داشت. روزنامه، مجلات، سينما، راديو و تلوزيون که هر يک می توانستند پيامي واحد را به شکل هم زمان به ميليون ها نفر انتقال دهند. و اما شيوه سوم در عصر الکترونيک (موج سوم) به عکس بازتابي است از نيازهاي اقتصادِ نوظهورِ مابعدِ توليدِ انبوه و اين نظام نظير توليد کارخانه اي محصولات تصويري خود را سفارش مي دهد. تصاوير و ايده ها و نمادهاي متفاوتي را به بخشهاي از جمعيت و گروه هاي سني و قومي داراي شيوه هاي گوناگون زندگي ارسال مي دارد که به دقت نشانه گيري شده اند يعنی مورد هدف و تهاجم قرار گرفته اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/02/31ساعت 10:17  توسط فاطمه یاری  |